ویرگول
ورودثبت نام
ارجمند
ارجمند
ارجمند
ارجمند
خواندن ۱ دقیقه·۶ ماه پیش

دوری...!

متصل از دوری معشوق هستم دربه در
در شبانگاهان به مه گویم غم خود سر به سر

من ز وی دورم ولی کی عشق او کم شد ز من
پر میان جانم از عشق به او شور و شرر

گر که بیرون آید از دل آه پرسوز و گداز
می‌شود هردو جهان زان آه ما زیر و زبر

میشوم با بوی گل سرمست از عشق به او
آن زمان که در گلستان می‌شود گل جلوه گر

گر به بستان آیی و در صحن آن گردی مقیم
وه چه گل‌هایی ببینی که شدندی پرده در

۴
۰
ارجمند
ارجمند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید