سوختم از عشق او مانند شمع انجمن
زآتش عشق به او نه جان بمانیدم نه تن
گشته ام رسوا به انگشت اشارت های ناس
کی ولی جز وصل میخواهم ز رب ذوالمنن
کی کند رحمی فلک بر حال زار عاشقان
ساقیا جامی بیاور مطربا چنگی بزن
گل چو جامه میدرد از آتش عشق به او
غیرتی باید ترا از عشق بر او خرقه کن
ارجمندا عاشقی دارد بسی آموزه ها
بر کتاب عشق ورزیدن گهی دستی بزن
ارجمند