از ازل آغشته شد مهر تو با جان و دلم
روز وصل و دیدن روی تو حل مشکلم
من جدا از تو چو لاله که بود در باد تند
نیست جز خون جگر از عشق بر تو حاصلم
منزل دل بی فروغ از منظر رخسار تو
گاه گاهی پرده بگشای و بیا در منزلم
گشته ام حیران و سرگردان به دریای غمت
عشق تو میدارم و چون کشتی بی ساحلم
ارجمند از عشق باشد حاصل تو درد و غم
تا زمانی میشود شادی دیدن شاملم