ویرگول
ورودثبت نام
ارجمند
ارجمند
ارجمند
ارجمند
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

غزل ...!

ساقیا جامی بده از وحدت آن آشنا 

خون دل ها میخورم از عشق صعب و دیر پا 

من جدا از  او کنم زاری به حال جان خویش 

که چرا گشتم بدین سان من ز معشوقم جدا 

من جدا  گردیدم از وی از همان روز ازل 

شرح الباقی مخوا سخت است شرح ماجرا 

مشکل از او نیست من مشکل نمودم قصه را 

معدن صلح و صفا اوی و جدا من از وفا 

ارجمند از دوست گرچه دور باشی لیک هست 

او به تو نزدیک اندر هر کجا 

۱
۰
ارجمند
ارجمند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید