کسی میداند که در گوشهای از دنیا، دنیای پلید و بیشعوری یک نفر یک دیوانه منتظر مانده است !
که تو را ببیند و به رویای بی پایانش خاتمه بدهد؟
من با عشق تو زندگی کردم و تو حتی نفهمیدی که زندگی مرا گرفتی و مرا به زندگیت کشاندی ❤️🔥
متوجه نشدی که من با رویای تو نفس میکشم🫀
دنیای زخم خواری که سرنوشت برایم رقم زد مانع رسیدن من به تو شده و تو آیا این را درک کردی ؟
~∆چگونه؛ چه شد که به این روز افتادم که شبانه روز تو را میبینم و زجر میکشم که چرا از دیدگانم پنهانی کجایی ؟ در این جهان بیشعوری کجا سر میکنی ؟
ای کاش میشد جایی ماندگار شود که روزی روزگاری دیدگانی در حسرت دیدن یار سر بر زمین گذاشتند ؛حسرتشان را با خود به گور بردند ؛ افسوس که این دیوانه نتوانست به دلدادهاش ثابت کند که با او بودن را دوست دارد .
*حال میبخشم این جهان بیشعوری را که قلبها را در سینهها مچاله میکند و لذت میبرد❤️🩹
متنفر است ببیند روزی را :
*که یار دِگر حسرت دیدن ندارد دلداده دِگر نای رسیدن ندارد *

دگر نای رسیدن .