ویرگول
ورودثبت نام
امین متی پور
امین متی پوراندکی از هرچیزی که یاد میگیرم رو سعی میکنم باهاتون به اشتراک بذارم
امین متی پور
امین متی پور
خواندن ۴ دقیقه·۱۴ روز پیش

خویشتن دوستی که با اعتماد به نفس گم شده

به تازگی با ۳ مفهوم اعتماد به نفس، عزت نفس و خویشتن دوستی آشنا شدم

هممون تقریبا اعتماد به نفس رو میشناسیم اما برای اینکه بتونیم به یه زبون واحد برسیم اول این مفاهیم رو با هم مرور کنیم

اعتماد به نفس: توانایی انجام کاری + باور به توانایی ها

عزت نفس : باارزش بودن خود و دیگران 

خویشتن دوستی: یعنی نه تنها باارزشم بلکه مثل دوست کنار خودمم و دوست دارم چیزی که ساختم رو

داخل یه برهه ای از زمان قرار گرفتم که بهترین تایم رو دارم برای فکر کردن و میخواستم از این استفاده کنم سر همین گفتم در مورد این موضوع شروع کنم یادگرفتن

اول از همه در مورد دایره امنم یاد گرفتم چهار بخشی که داره و اینکه اگر پام رو بیرون بذارم اولین چیزی که سراغم میاد ترسه و تصمیم گرفتم این ترس ارزشش رو داره

میگه ارزش یادگیری به مطلب ندانسته نیست از عمل به مطلب دانسته هست پس سعی میکنم عمل کنم و اینجا از تجربه هایی که کردم و مخصوصا از شکست هایی که در راه رسیدن بهشون داشتم بنویسم چیزی که براشون بها قراره بدم

چیزایی که تا الان یاد گرفتم

میگه اعتماد به نفس ترکیبی از باور و مهارت هست یعنی بدون مهارت باور نمیتونه تورو بالا بکشه و برعکس نیازه از دوجهت کار کنی

حالا چه جوری از این دو بال استفاده کنیم؟

برای مهارت چرخه جالبی معرفی شد

اول از همه آگاه بشیم به مهارتی که داریم با چی؟ با شروع کردن دیدم هرچیزی با شروع کردن هست که معلوم مبشه اقدام و فقط اقدام حالا میخوای قبلش تمرین کنی مهارت رو ولی باید به قسمت اقدام برس بعد اون ارزیابی و اصلاح و دوباره چرخه تمرین و اقدام در شرایط واقعی

خلاصه اعتماد به نفس ۲ چیز هست باور و مهارت

مهارت تنها راهش اقدامه و برای باور کنار اومدن با حس های بد، اینکه بتونی با خودت کنار بیای

و در ادامه با یکی دیگه از مفاهیم جالب مغز آشنا شدم به اسم 124

اصل ۱۲۴ یکی از بنیادین ترین کارکرد های مغز که توسط آقای گوردون معرفی شده

که میگه مغز ۱ هدف اصلی داره که با ۲ سیستم این فرایند رو دنبال میکنه و ۴ ابزار داره

اولین چیز زنده ماندن با فرار از خطر های لحظه ای و به دست آوردن پاداش

و برای این مکانیزم مغز به شدت منفی نگر هست کلا مغز تمایل بیشتری به منفی بودن داره چندتاش رو توضیح بدم

1. منفی بودن مغز باعث زنده موندن بیشتر ما میشه

2. مقایسه خودمون با گروه و همرنگ شدن احتمال پذیرش مارو میبره بالا

3.  مرور خاطرات بد باعث یادگیری بیشتر میشه 

4.  آدم هرچی بیشتر بخواد و هیچ وقت راضی نشه به کمتر براش بهتره

این بخشی کارکرد های مغز هست که بخ‌اد هدف زنده موندن مارو انجام بده

و با ۲ سیستم سرد و گرم مغز این هدف رو دنبال میکنه

سیستم سرد، سیتسمی که استدلال و منطق میاره ولی کنده و پر هزینه

و سیستم گرم، سیستمی که سریع تصمیم گیری میکنه و میتواند واکنش های سریع تری نشون بده اما ممکنه دقت رو فدای سرعت کنه

و برای همه این فرایند ۴ ابزار یا پردازش اصلی داره

1. احساسات

2. حواس

3. تفکر

4. خود تنظیمی

که وارد جزئیاتش نمیشیم

بخوایم برای این مکانیزم مثال بزنم

خودم برای شروع نوشتن همین فرایند ها را تجربه کردم 

مغز من هم میخواست من را زنده نگه دارد صرفا به خاطر خروج از ناحیه امن، مغز من نمیتوانست فرق بین نوشتن و بیرون رفتن از غار را درک کند پس شروع کرد به فرایند خظر گریزی

با سیستم سرد بهانه های متعدد را شروع کرد

1. کسی نگارش تو را نمیخواند

2. اصلا فایده نوشتن این موارد چی هست؟

3. بر فرض یکی دنبال این مطالب هم گشت چرا باید مطالب تو را بخواند و هزاران بهانه دیگر

در کنارش سیستم گرم هم به وظایف خود میرسید، شروع به ترسیدن کرد، اهمال کاری های مخفی برای عقب انداختن نوشتن، کلافه کردن و هزار تا عامل ایجاد کننده حواس پرتی

اما من با همه این افکار شروع کردم به نوشتن و نوشتن

به خودم گفتم هنوز مسیر های عصبی این کار شکل نگرفته به خودت به اندازه کافی فرصت بده برای ساختن مسیر عصبی هنوز به اندازه کافی مصرانه تلاش نکردی و شروع کردم و قصد دارم در این راه قدم بردارم هرچند ناقص و هرچند دشوار، به خودم فرصت اشتباه کردن بدهم

من اینجا سعی میکنم اموزه هایی که دارم رو به اشتراک بذارم و یکی از مهم ترین ارزش های خودم یعنی اصالت وجودی رو پیاده کنم

اعتماد نفسشروع نوشتن
۰
۰
امین متی پور
امین متی پور
اندکی از هرچیزی که یاد میگیرم رو سعی میکنم باهاتون به اشتراک بذارم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید