هوم نمیدونم از کجا بگم فک کنم دیگه از روزای بلاگ نویسی من گذشته اولین وبلاگم رو حدودای سال 94 اینا استارت زدم یه بلاگفای درب و داغون از اونایی که وقتی میبینیش یه جورایی شرم نیابتی میگیرتت و تیغه پشت گردنت یخ میکنه و بعد از اونم رفت و رفت و سر از مجله ها و بلاگای زیادی در اوردم تا رسیدیم به عصر فضای مجازی به قولی رسیدیم به داستان اینستا و . . .
اما چی شد از کجا اومدم به کجا میریم به قول اون بنده خدا که پشت جلد کتابش نوشته بود من از گذشته های دور می آیم و به آینده های نا معلوم سفر می کنم خود را نیست نمیدانم و . . . ( توی بیو هست نسبتا کاملش من شیرازی را درک کنید )
مجمل بگم که مفصل نشه از داستان نویسی کوتاه و اولین داستان کوتاه لیترالی توی 7 سالگی که اتفاقا چاپ هم شد تا خوارزمی و این روز ها هم که ترجمه و تعلیف کتابای تخصصی رشته ی علومپزشکیی که یه دفعه افتادم توش و 4 سال ازگار کاری کردم که اسمم توش بدرخشته و درخشید و می درخشه ( یه چیزی تو مایه های اسفند شما با لحن حرص طنز آمیز بخونید ریا نشه ) گرچه که توی یه روشتا کدخدا حکم امپراطور رو داره ( وضعیت رشته ام رو عرض میکنم )
مخلص کلام اینکه نمیگم بیشتر از شما ولی تا به اندازه ای که کف پام خون بیاد دوییدم و این روزا دیگه ذهنم قد نمیده چیکار کنم و دوباره پناه اوردم به داستان نویسی و بلاگ نویسی شاید یکم این قلم بتونه زهر سورت سرمای این روز های دی رو بگیره ( درسته توی بهمنیم میگم دی چون 3 روزه با خودم دارم کلنجای میرم که دوباره چنگ بزنم به صفحه کیبورد و برای کسی که نمیشناستم چیزی بنویسم به ایمید اینکه شاید لبخندی چیزی رو لبش بیاره پ.ن : خدا بیامرزه ماث راوی توسی خدا بیامرز و ماخ سالار آن گرامی مرد ) خلاصه اگه هم پناهیم خوشحال میشم این روزای تاریک رو زیر سقف کلمات این زبان فارسی زندگی کنیم به قول جلال خدا بیامرز هرچه به اون سخت تر گرفتند کمربندش را محکم تر بست
این روزا توی این وضعیتیم کوله باری افتخار تا جون توی بدن داریم تلاش ( البته بخواد بره بیرونم دو دستی میگیریمش و برش میگردونیم ) و خلاصه تنها چیزیکه از ما مونده اتیشسی به اسم امید که این چرخ دنده های جوون و سالخورده رو وادار میکنه یه تیک تاک دیگه بره جلو تا ببینیم چی میشه
هر از چندگاهی به خصوص وقتی که بخوام یکم فرار کنم میام اینجا گپ بزنیم بگیم بخندیم نظر بدیم اگه موضوعی تو ذهنت بود قلمم مث یه نوشابه تگری و سط ظهر تابستون ( یا ییه چایی قند پهلو که بعید میدونم این برودت هوا رو از بین ببره ولی میتونه لبخند رو لبت بیاره ) حالتو خوب میکنه بگو تا درموردش بنویسم تجربه بهم ثابت کرده تتوی دورانی که نهایت پلن بلند مدتت میتونه 2-4 هفته ای باشه بداهه نویسی بهترین چیزه .
خلاصه که ایطو ما هم برگشتیم به بلاگ نویسی ببینیم کی بلاگ نویسی از دست ما فرار میکنه . . .