
دیشب این کتاب وتمام کردم.
و متوجه شدم که چقدر آدم ها و فرهنگ ها هویت کلمات را دستکاری میکنند.
وما هم همون هویت داده شده به کلمات یاد میگیریم و نه هدیت مستقل و معنای واقعی آنها.
و دوست داشتن. کلمه ای مهم است که قربانی این ماجرا شده.
که داخل کتاب دال دوست داشتن. خیلی خودمونی انگار نویسنده آخر شب برات چایی ریخته و در حالی که دارید به سیاهی آسمون نگاه میکنید درمورد افکار خیلی ساده ی دوستاتون حرف میزنید.
درمورد همه چی...

یک نکته ای که خودم هم تعجب کردم این بود که بعضی از موارد کتاب به ذهن خودم هم رسیده بود و برام خیلی جالب بود که یک آدم دیگه اون سر کشور هم مثل من به این موضوع فکر کرده.
بیاید هویت دوست داشتن را آن طور که هست یاد بگیریم.