ویرگول
ورودثبت نام
نویسنده ای در حرم سکوت
نویسنده ای در حرم سکوت« در دنیای کلمات زندگی میکنم و در سکوت، صدای حقیقت را می شنوم.»
نویسنده ای در حرم سکوت
نویسنده ای در حرم سکوت
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

نجات

به نام خدا

مقدرمه:

گاهی نجات، از جایی آغاز می‌شود که همه‌چیز به پایان می‌رسد.
گاهی فریاد، در سکوت عمیق‌ترین گم‌ شدگی‌ها شنیده می‌شود.

این داستان، قصه گم شدن است. گم شدن در جنگل مه‌آلود اعتماد، در تاریک‌دل رابطه‌ای ناسالم، و در پیچ‌و‌خم‌های تنهایی‌ که آدمی حتی به خودش اعتراف نمی‌کند.

«نجات» روایت دختری است به نام ملودی، که برای فرار از قفس امن خانواده، به دام وسوسه‌های خطرناک می‌افتد.

این رمان، پرسشی است دربارهٔ معنای واقعی نجات:
آیا نجات، فرار از دست یک شکارچی است؟
یا رهایی از شکارچی درون؟
آیا نجات، پیدا کردن راه خروج از جنگل است؟
یا پیدا کردن شجاعت ایستادن در برابر طوفان؟

نجات داستانی درباره آنکه گاهی، برای آنکه پیدا شوی، باید اول کاملاً گم شوی.

نجاتملودیرمان ایرانی
۱۴
۴
نویسنده ای در حرم سکوت
نویسنده ای در حرم سکوت
« در دنیای کلمات زندگی میکنم و در سکوت، صدای حقیقت را می شنوم.»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید