ویرگول
ورودثبت نام
Arvin Jonbak
Arvin Jonbakآروین جنبک از مهاباد استان آذربایجان غربی دوازده سال دارم.
Arvin Jonbak
Arvin Jonbak
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

روز پانزدهم

الان دو روزه به خاطر آنفلونزایی که گرفتم نتونستم بنویسم و امروز که یکم حالم جا اومده دوباره میخوام که بنویسم. بگذریم، صبح که بیدار شدم یکم با گوشی کلنجار رفتم تا مادرم از حمام بیرون آمد و با هم صبحانه مفصلی خوردیم. بعد از صبحانه مادرم آماده شد که به مدرسه برادر بزرگم بره تا گواهی اشتغال به تحصیل بگیرد؛ من را تنها گذاشت و رفت. تا اومدم یکم کار سایت انجام بدم داداشم برگشت و گفت که میخواهم یکم بازی کنم و من هم از ترس اینکه من رو نزنه پا شدم و هیچی نگفتم و همزمان پسر عمویم هم به خانه ما رسید. برادرم حوصله اش سر رفت و با هم با گوشی برادرم که اینیستا داره نگاه کردیم تا وقتی که من با پویا یکم دیونه بازی در آوردیم. پدر و مادرم به خانه برگشتند و ما هم با هم نهار خردیم. بعد از یکم استراحت من وقت خیلی زیادی را کار سایتم را انجام دادم و بعدش من و پویا با هم یکم به کلیپ های مسخره نگاه کردیم و کل شب رو با سوال و سوال سوال از پدرم گذراندیم.

۲
۱
Arvin Jonbak
Arvin Jonbak
آروین جنبک از مهاباد استان آذربایجان غربی دوازده سال دارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید