ویرگول
ورودثبت نام
Arvin Jonbak
Arvin Jonbakآروین جنبک از مهاباد استان آذربایجان غربی دوازده سال دارم.
Arvin Jonbak
Arvin Jonbak
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

روز چهارم

امروز به زور بیدار شدم که برم مدرسه و اصلا حالشو نداشتم و نمیخواستم برم مدرسه ولی اختیار دست خودم بود و من هم نمیخواستم تنبلی من را شکست دهد بلکه میخواستم من آن را شکست دهم و همین کار را کردم. به مدرسه که رسیدم صف نداشتیم و زود من و یکی از همکلاسی هایم به داخل رفتیم و یکم سر روی میز گذاشتیم و خوابیدیم. زنگ اول و ریاضی چی از این مضخرف ت که اول صبح با ریاضی سرو و کار داشته باشی اون زنگ که گذشت به درس مطالعات اجتماعی رسیدیم و درس دهم رو خوندیم. خیلی زود آن زنگ را گذراندیم و به زنک زبان رسیدیم و از من درس پرسید و بیست شدم بعد آن زنگ، زنگ موکول که بازم ریاضی بود امتحان تیمز دادیم و منم چون خبر نداشتم خوب امتحان ندادم. بعد از مدرسه گرسنه نبودم و نهار نخوردم و گوشی بازی کردم. بعد از این کار به کلاس ریاضی رفتم و تقریبا تا شب تو کلاس بودم و از انجا یکسر به خونه مادربزرگم رفتم و آنجا کلا گوشی کردم به جز وقتی که چایی خردیم. بعدش که برگشتیم این کوچه و ان کوچه دنبال برادرم بودیم تا ساعت11 و بعدش بهش زنگ زدیم گفت که با رفیقاش تو خانه ما هستند. ما که به خانه رسیدیم برادرم با رفیقاش جیم زدن بیرون و همین.

ریاضیمدرسهکار
۱
۰
Arvin Jonbak
Arvin Jonbak
آروین جنبک از مهاباد استان آذربایجان غربی دوازده سال دارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید