ویرگول
ورودثبت نام
سکوت‌ شب
سکوت‌ شب«غروب ثابت کرد، پایان هم زیباست… در سکوت شب، رویاهایم برای نوشتن جان می‌گیرند.»
سکوت‌ شب
سکوت‌ شب
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

رقص با درد: وقتی ترس، تسلیم می‌شود

تا حالا شده از درد و رنج فرار کنی؟ شده حس کنی تنهایی داره خفه‌ت می‌کنه؟ من یه زمانی فکر می‌کردم درد، دشمن منه. اما حالا فهمیدم…

“عزیزان، مرا از چه می‌هراسانید؟ از درد و رنجی که از نخستین بذرِ تولد، همدم جان من است.”

“مرا از چه می‌ترسانید، عزیزان؟ از درد و رنج؟ حال آنکه خود از همان بذرِ تولد، با من همراه گشته است.”

“مرا از درد و تنهایی هراسی نیست ‌‌که خود زاده‌ی درد و تنهایی‌ام.”

درد، بخشی از وجود ماست. تنهایی، فرصتی برای شناخت خود. به جای فرار، بیا باهاشون روبرو بشیم. باهاشون برقصیم. اون وقته که می‌فهمیم چقدر قوی هستیم.

۳
۲
سکوت‌ شب
سکوت‌ شب
«غروب ثابت کرد، پایان هم زیباست… در سکوت شب، رویاهایم برای نوشتن جان می‌گیرند.»
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید