ویرگول
ورودثبت نام
زهرا صالحی
زهرا صالحی
زهرا صالحی
زهرا صالحی
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

ویرانی...

ویرانی چیزی نیست که حتما خرابی آن به چشم بیاد

گاهی چنان بی صدا ویران شدیم که حتی رخ کار هم بهم نریخته

در تنهایی ماندیم تا خودمان را بسازیم و در همین تنهایی به هیولایی تبدیل شدیم که حتی رابطه هم نجات‌مان نمی‌دهد

ارتباط ما از انسان با انسان به انسان و حیوان تنزل پیدا کرده گاهی یک سگ یا گربه عمق درد و تنهایی ما را بهتر از هر انسانی این اشرف مخلوقات درک می‌کند

گاهی همراهی کردن با یک پِت جذاب تر که نه؛ اما قطعا راحت تر و بی دردسر تر از ارتباط با انسانی چموش است که هر بار ما را با هزاران چشم قضاوت می‌کند

و یک بار یا یک لحظه به خود بازمی گردیم و با حیرت می‌نگریم به شکافی عمیق بین مایی که در ذهنمان است و مایی که شناخته شده

این شکاف را بگذار کنار شکافی که بین آنچه می‌بایست بودیم و آنچه شدیم یا آنچه حقمان بود و آنچه به جبر سهممان شد

شکافی که دیگر شکاف نه گسلی پر خطر است که اگر زبانم لال دهان باز کند؛ دنیا را تاریکی و حسرت درونش خواهد بلعید

تنهاییشکاف
۰
۰
زهرا صالحی
زهرا صالحی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید