ویرگول
ورودثبت نام
Setayesh.Mostafaei
Setayesh.Mostafaeiجز طنین یک ترانه نیستم!
Setayesh.Mostafaei
Setayesh.Mostafaei
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

حسرت یک زندگی معمولی

تاکسی های زرد خسته

آسفالت ترک خورده و شکسته

دود اگزوز و چهر‌های رنگ پریده

هر کسی هر طرف که مونده و نمونده، دویده

پیرمرد خمیده و لبخندای ماسیده

پای رفتن نداشتن و گل‌های رز پوسیده

غرولند های بجا و همهمه و سر صدا

همش شده کار ما، کار ما این روزا

به جون هم افتادن، همش کار و نداشتن

چای سماوری، دونه‌ای پنج تومن

سبزی هر دو بسته پونزده تومن

توی مترو دخترک فریاد میزد

سه تا چسب نواری فقط ده تومن

دو بسته سنجاق سه تومن

گوش دادن و نخواستن

فرار و هی پس زدن

از قصد ندیدن و رد شدن

رد شدن از دست فروشا، آدما، روزها

از کارای ناتموم و آدمای نفصه نیمه

از ارومیه و خزر و منابع ته کشیده

از کبوتر‌ اهلی که رفته

از آسمون که رنگ آرزوی ماهی مرده گرفته

سرگردون به شب خزیدن و پناه گرفتن

توی رویا توی خواب و توی غار موندن

فقط شده کار ما، کار ما این روزا

حسرتایران
۷
۱
Setayesh.Mostafaei
Setayesh.Mostafaei
جز طنین یک ترانه نیستم!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید