Amir·۱ روز پیشمیخوام برگردم به یک سال پیش !یک سال پیش تصمیم گرفتم کارمو عوض کنم و برنامه نویس بشم نه به خاطر پولش (قطعا پول بی تاثیر نبود)به خاطر اینکه وقتی یه ( hello world) چاپ کرد…
حسین·۱۳ روز پیشایران حسرتی که نفس می کشد.سالهاست که ما در حال «انتظار» زندگی میکنیم؛ انتظاری که قرار بود به بهبود ختم شود، اما هر بار فقط شکل تازهای از بدتر شدن را به ما نشان دا…
جواد محمودی·۱۹ روز پیشاگر هستی که بسمالله! در تاخیر آفات استبزرگترین حسرتی که در زندگی خواهی داشت، این است که...
parsax x·۲۴ روز پیشترسِ گفتن، حسرتِ نگفتنبعضی وقتا یکی رو خیلی دوست داری، ولی نمیتونی بهش بگی... چون میترسی جواب رد بده، میترسی همون لحظههای قشنگی که کنارش داری یهو از دست…
نازی برادران·۱ ماه پیشانتظارپشتِ پنجرهی غبارگرفتهی دلممینشینم به انتظار.به کوچهی خالی نگاه میکنم.نه امیدی به آمدنِ کسی.نه به انتظارِ کسی.اشک در چشمانم میلرزد.شب…
علیرضا صادقی·۱ ماه پیشپیش از بیهوشی...این متنو یه جایی خوندم که از زبان یه متخصص بیهوشی روایت کرده بود، خواستم حس عجیبی که بعد از خواندنش داشتم با شما در میون بذارم:ترس عادی ای…
یک کاربر قدیمی·۱ ماه پیشدر آستانه ۲۲ سالگی!● چه کردی با خودت چاووشخونِ خاک بیزائر¹؟وزنههای هزارکیلویی نامرئیام را دنبال خود به حمام میکشم. باریکهی آب داغ را در تشت باز میکنم ت…
mohammadmot·۲ ماه پیشمیانِ مه و خاطرهصبح از دلِ مه زاده بود. جاده، هنوز خیس از شبِ بارانی، آرام زیر چرخهای ماشینی قدیمی میلغزید. نوری کمرنگ از میان شاخههای نمناکِ درختان می…
آوا نجفی·۳ ماه پیشباغ حسرت های نانوشتهامروز نخستین روزی نیست که درمورد سرنوشتم ابهام دارم؛ولی این بار ،سایه اش سنگین تر از قبل بر شانه هایم افتاده است.راستش را که بخواهید،اگر قص…
نازی برادران·۳ ماه پیشحسرتِ لحظه هاکاش قدرِ لحظههایمان را بیشتر میدانستیم.ما همیشه در حسرتِ دیروز ایستادهایم،در حسرتِ خندههایی که میتوانستند گوشِ آسمان را پر کنند. در حس…