ویرگول
ورودثبت نام
fateme
fatemeغرقه شدگانیم در اندیشه و اندوه
fateme
fateme
خواندن ۲ دقیقه·۳ ساعت پیش

خب صبر نمی‌کردی!!

ترم ۴ بودیم. یکی از دوستام عاشقِ پسری شد که برق میخوند و توی دانشکده به «نابغه» معروف بود؛ از آن‌هایی که فکر می‌کرد انیشتینِ زمانه هست و یک «استعداد درخشان» هم تنگِ اسمش زده بود و کلا دیگه خدا را بنده نبود. از حق نگذریم، قیافه‌اش خوب بود، اما از آن تیپ‌هایی که کلاً با دخترا حرف نمی‌زد، تمام زندگی‌اش درس بود و تنها رویایش «اپلای کردن».

رفیقِ بیچاره‌ی من، وقتی اونو می‌دید دست و پاش رو گم می‌کرد، سرخ و سفید می‌شد و آن‌قدر ضایع‌بازی درآورد که حتی رفقای آن پسر هم فهمیدند که عاشق و دیوونه این پسره است . آخرش دل را به دریا زد؛ خودش جرئت نکرد، یکی را فرستاد تا حرف دلش را به آن «انیشتینِ قلابی» بزنه..


جوابِ پسر؟

اول با تکبر گفت: «من اصلاً وقتِ این مسخره‌بازی‌ها را ندارم، ترم بعد درسم تمام میشه و در شأنِ من نیست با هر کسی اوکی شم…»

اما بعد، کمی تعلل کرد و انگار که میخواست موش و گربه بازی راه بندازه، گفت: «بهش بگو این ترم نه، ترم بعد…»

یک ترمِ تمام، ما غش و ضعف و رویاپردازی‌های رفیقمون رو تحمل کردیم. بماند که اون عوضی، قصه رو به همه گفته بود و هر کسی رو می‌دید، پز می‌داد که «فلان دختر به من پیشنهاد داده». کل دانشکده پچ‌پچ می‌کردند و به رفیقِ من می‌خندیدند.

شد ترم بعد. رفیقم با هزار امید پیام داد: «صبر کردم، حالا ترم آخره…»

و آنجا بود که پسر، چهره‌ی واقعیش رو نشان داد. با کمالِ وقاحت گفت:

«خب صبر نمی‌کردی! فکر کردی من آن‌قدر سطحم پایین هست که به تو اهمیت بدم؟»

صدای شکستنِ قلبِ رفیقم هنوز توی گوشم هست . اون روزها گذشت، اما یک سوال توی ذهن من موند: چطور یک نفر می‌تونه این‌قدر بی‌شخصیت و بی‌ملاحظه باشه؟ چطور یک «برچسبِ نخبگی» می‌تونه به یک آدم اجازه بده با احساساتِ دیگران بازی کنه؟

لطفاً انتقامِ روابط و تجربه‌های بدِ گذشته‌تون را از آدم‌هایی که دوستتون دارند نگیرین. کسی که دوستتون داره، گناهکار نیست؛ اون فقط «قلبش» را به شما امانت داده . حق ندارید چون خودتون را بالا می‌بینید، آدم‌ها را له کنید.

ایشون نمونه بارز این بود که تحصیلات شعور نمیاره

صبردانشگاهانسانیتروابط سمیتجربه
۰
۰
fateme
fateme
غرقه شدگانیم در اندیشه و اندوه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید