ویرگول
ورودثبت نام
سینا
سیناpoet
سینا
سینا
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

خواهد به سر آید شب هجران تو یا نه...؟

اول گفتن بهمن 03، بعد گفتن اردیبهشت، بعد گفتن نمیخواد اصلا تو آزمون بدی، چون رتبه اولی و مقاله داری و... بعد گفتن نه باید آزمون بدی، آزمون میوفته تیرماه... بعد همه چی رفت رو هوا و گفتن آزمون اول شهریور... بعد گفتن وسط شهریور، بعد گفتن آخر شهریور... بعد گفتن اوایل مهر، سرانجام گفتن 15 مهر !

آری، این داستان آخرین امتحان زندگی منه که سایه ش ماه هاست من رو تعقیب میکنه... امتحان مهمی ه از طرفی، چون باید قبول شم که پروپوزالم و تصویب کنم، یجورایی از دانشجوی دکتری به کاندیدای دکتری تغییر سِمَت پیدا کنم... از طرفی اصلا مهم نیست! چون اولا نمره نداره، فقط قبول و رد؛ بعد اینکه محتواش 3 درسه که 2 تاش رو خودم توی همون دانشگاه تدریس میکنم! فقط میمونه آمار... هعی... از همه مهم تر اینکه اصلا حس دانشجویی و امتحان و اینا برام غریبه ست! لامذهبا من اینجا استادم! از منم میخواید امتحان بگیرید! چه جوری روتون میشه؟!

پشت گوشم کیلومتر ها آزمون جامع نخونده دارم... گاهی حس ش نبود، گاهی واقعا مشکلی پیش میومد، به ویژه اخیرا... البته اون اوایل یکمم خوندما، اما بیش از یک ماهه که سراغش نرفتم و حالا پاییز رو با آمار شروع کردم... از آمار متنفرم، مزخرفه، اصلا در روانشناسی محلی از اعراب نداره، یه مشت هیچی ندون با دستاویز آمار میخوان پژوهش کنن!!! جمع کنید بند و بساط تون رو...

آخرین امتحان زندگی؟ چقدر دراماتیک!

چقدر امتحان دادم تو زندگیم... حالا آخری شه... بعد آزمون جامع دنیا فکر کنم قشنگ تره...

۲۶
۱۰
سینا
سینا
poet
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید