ویرگول
ورودثبت نام
سینا
سیناpoet
سینا
سینا
خواندن ۲ دقیقه·۱۰ ماه پیش

پر از گلشن راز؛ از عقل سرخ...

این ترم دانشگاه، دو واحد فلسفه اسلامی هم تدریس میکنم... به طبع علاقه شخصی سالهاست دمخور فلاسفه مسلمان و عرفا و بعضا متکلمین هستم... جسته گریخته مطالعاتی داشتم و ترجمه هایی پراکنده... اما اکنون در لوای تدریس رسمی قدری انسجام و یکرنگی به مطالعات خود دادم و دانشجویانم را در بحر معرفت قوطه ور میکنم... گاهاً بالاجبار...!

به عنوان تکلیف اختیاری، اما با نمره ای بسیار زیاد که نوعی جبرِ اختیاری ست! به دانشجویانم گفتم قصه های شیخ اشراق و گلشن راز شیخ محمود شبستری را در کلاس ارائه دهند...

بگذریم... چیزی که بیش از هرچه ذهن مرا درگیر میکند، این شعر قیصر است که حق مطلب را بی بدیل ادا کرده ست...

چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم

تمام عبادات ما عادت است
به بی‌عادتی کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟

به هنگام نیّت برای نماز
به آلاله‌ها قصد قربت کنیم

چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟

چه اشکال دارد در آیینه‌ها
جمال خدا را زیارت کنیم؟

مگر موج دریا ز دریا جداست
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟

پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم

«وجود» تو چون عین «ماهیت» است
چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟

اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟

بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نقل مهر و محبت کنیم

پر از گلشن راز، از عقل سرخ
پر از کیمیای سعادت کنیم

بیایید تا عینِ عین القضات
میان دل و دین قضاوت کنیم

اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم

مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم

برادر چه شد رسم اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم

بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم

خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گل‌ها حمایت کنیم

رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»

۲۰
۴
سینا
سینا
poet
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید