بیا رازِ مرا در دل نهان کن
طبیبم شو ، مرا تیمارِ جان کن
بیفزا آتش عشقم به یک بار
که من خواهم تو را یک نه که صد بار
تنم محتاج و دستانت پناهم
بدین راه و روش بهتر ندانم
در آغوشم کِش از بهر تمنّا
که از جان برکشم صد سوز و صد آه
صدایم کن به لَحنی خوش به گوشم
که بی تو ساغر مِی من ننوشم
نگاهم کن که جانم "روح " گیرد
سرِ گردن کشم را نوح گیرد
#ح
۴تیر۱۴۰۴