حانیه قلعه نویی·۶ روز پیششببر سر دلدار رفتم نیمه شبخیس ِ اشک و مَست و عریان نیمه شبدل به دست و خونی و وحشت زدهدر میانِ ظلمت و ماتم زدهمن "منی"بگذاشتم در راهِ اوچون گذ…
حانیه قلعه نویی·۵ ماه پیشمنی که بی احساس شدبه آیینه نگاه میکنم میترسم ...از چشمانی که دیگر هیچ احساسی در آن نیست.از چشمانی که خیلی وقت است اشک نریخته.از چهره ی جدی و خنثی...باید میدا…
حانیه قلعه نویی·۵ ماه پیشخاطرهشهریور سال ۱۴۰۲ بود ؛ خیلی یهویی تصمیم گرفتیم بریم شمال ، خلاصه بگم اون روزی که رسیدیم مازندران دریا خیلی طوفانی بود و بخاطر همین چند تا غر…
حانیه قلعه نویی·۶ ماه پیشنگاهِ تومنم، افتاده ی دامِ نگاهتامیدم بشنوم بازم صدایتفقط خواهم که تو عشقم بیاییتحمل کرده ام درد جدایینه روزم روز بود و نه شبم شبچه عمری که گذشت اف…
حانیه قلعه نویی·۶ ماه پیشپلِ قدس ،بهار۳بوی تلخِ خیانت در هوا پیچیده بودیاد دارم در هوایی تیره بودآخرین دیدارمانمرگ می بارید آن شب آسمانشب در آن شب سخت وحشت کرده بودشانه هایم خسته…
حانیه قلعه نویی·۶ ماه پیشکوچه بن بستدر خیابانِ ما کوچه ها بن بست اندآسمان نمناک استدلِ من غمناک استدیده هایم رخِ زیبای تو را میجوید و زمین یخ زده از دوری معشوقش سختتو کجایی؟…
حانیه قلعه نویی·۷ ماه پیشمرگمن از قبل هفت سالگی ام خاطره ی زیادی یادم نیست ....شاید دو سه تا خاطره اونم با کمک روان شناس تو ذهنم هست که خیلی تصاویر گنگ و مبهمه!ولی یچی…
حانیه قلعه نویی·۷ ماه پیشتوبیا رازِ مرا در دل نهان کنطبیبم شو ، مرا تیمارِ جان کنبیفزا آتش عشقم به یک بارکه من خواهم تو را یک نه که صد بارتنم محتاج و دستانت پناهم بدی…
حانیه قلعه نویی·۷ ماه پیشاوسلام عزیز دلم امیدوارم حالت خوب باشهو شب ها زود بخوابیو همون مقداری که میخوابی کلی سرحالت کنهامیدوارم وقتی از سر کار برمی گردی خونهکلی بخند…