ویرگول
ورودثبت نام
حانیه قلعه نویی
حانیه قلعه نویینویسنده ای که در واقعیت و حقیقت گم شده!
حانیه قلعه نویی
حانیه قلعه نویی
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

شب

بر سر دلدار رفتم نیمه شب

خیس ِ اشک و مَست و عریان نیمه شب

دل به دست و خونی و وحشت زده

در میانِ ظلمت و ماتم زده

من "منی"بگذاشتم در راهِ او

چون گذشتم از طلب در کارِ او

"خود" کشی کردم ببینم روی دوست

تا که او باشد، فقط او ، بوی دوست

گفتمش ای دوست ، راهی ده مرا

گفت برو اغیار ، نخواهیمت تو را

١٤٠٠/٧/١٩

۳
۰
حانیه قلعه نویی
حانیه قلعه نویی
نویسنده ای که در واقعیت و حقیقت گم شده!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید