منم، افتاده ی دامِ نگاهت
امیدم بشنوم بازم صدایت
فقط خواهم که تو عشقم بیایی
تحمل کرده ام درد جدایی
نه روزم روز بود و نه شبم شب
چه عمری که گذشت افتاده در تب
بیا و باز کن جانم صدایم
که من با درد دوری آشنایم
نمیدانی که عشق تو چه ها کرد
مرا با اشک و ناله آشنا کرد
امیدم بشنوم بازم صدایت
منم، افتاده ی دامِ نگاهت