ویرگول
ورودثبت نام
Elay
Elayو چه کودکانه خیال میکردم `روزی زندگی برایمان سبز سبز خواهد شد`
Elay
Elay
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

حتی ونگوگ هم دیگر دوست ندارد حق را به خودش بدهد.

خب شاید واقعا حق با ونگوگ بود غم برای همیشه باقی میماند.ای کاش میشد برگشت بزنیم به دوران خوش بچگی البته که نمیشود گفت ،خیلی خوش بودیم ولی در آن سرزمین کودکی انتهای دنیا را بازی با بچه ها می‌دیدیم و خبری از انواع رنج ها نداشتیم که وجودمان بخواهد از درد سیاه شود. بچگی هایمان مفهموم خیلی از کلمات را نمی دانستیم و به خیال خوشمان فکر میکردیم ما همان نقش اصلی های زندگی هستیم که روزی قرار است دنیا را از وجود آدم بدها در امان نگه داریم بی آنکه بدانیم برای خوب ماندن مجبور شدیم در خیلی از جاها آدمِ بدِ داستان شناخته شویم. اصلا چه می فهمیدیم بزرگ شدن یعنی باید برای اندکی زنده ماندن هر روزه تا جان داریم رکاب بزنیم؟ باز هم تکرار میکنم فقط برای اندکی زنده ماندن و نه اندکی زندگی کردن... گاهی فکر میکنم شاید شادیمان را جایی مخفی کرده ایم برای روزهای مبادا که اگر تا چندی دیگر از آن بسته مخفی استفاده نکینم همگی دچار نیستی دست جمعی میشویم وگرنه که این رها نشدن از غم در این روزها ، آن هم غم هایی که حقمان نیست قسمت تکراری داستان ما ادم های اینجا شده است... دختر بچه درونم این روزها با چشم های گریان هر لحظه اماده باریدن به یاد تمام حَسرت های زندگی اش است البته که حق دارد او حتی کوچکترین خواسته هایش در این اینجا بزرگ شمرده میشد و اجازه دسترسی به انها را نداشت. او این روزها سوگواری میکند برای تمام دویدن ها و نرسیدن هایش ، برای تمام محکم بودن ها و آوار تمام رویاهایش در همین یکبارِ زندگی.... منِ این روزها کم کم دارد می فهمد که ادم ها از یک جایی به بعد نه کشش ادامه دارند و نه توانایی برای رها کردن خب من این روزها در همان نقطه پایان ایستاده ام و نمی دانم باید به کدام ریسمان چنگ بیندازم برای نجات، حتی گاهی میگویم باید قبول کنم هیچکدام در جایی که میخواستیم هیچوقت قرار نخواهیم گرفت...

زنده ماندنغمونگوگ
۲۲
۱
Elay
Elay
و چه کودکانه خیال میکردم `روزی زندگی برایمان سبز سبز خواهد شد`
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید