تأملی تحلیلی بر افول ترانزیت ایران و برتری عملیاتی ترکیه

به قلم نسرین برزین
ایران همواره «در مسیر» بوده است؛ نه بهعنوان یک اتفاق، بلکه بهمثابه یک واقعیت تاریخی. قرنهاست که این سرزمین محل عبور کالا، کاروان، اندیشه و فرهنگ بوده و هنوز نیز بر روی نقشه جهانی، یکی از کمنظیرترین موقعیتهای ژئوپلیتیکی را در اختیار دارد: اتصال همزمان شرق و غرب، شمال و جنوب، دسترسی به آبهای آزاد، مجاورت با بازارهای اوراسیا، آسیای میانه و خاورمیانه.
اما در جهان امروز، قرار داشتن روی نقشه دیگر مزیت رقابتی محسوب نمیشود. مزیت، «قابل انتخاب بودن» است؛ و انتخاب، نتیجه عملکرد است، نه موقعیت. پرسش اصلی دقیقا همینجاست:
ترانزیت؛ صنعت مسیر نیست، صنعت زمان و اعتماد است
ترانزیت در نگاه سیاستگذار ایرانی، اغلب به جاده، بندر، ریل و کریدور تقلیل یافته است.
اما در منطق مشتری بینالمللی، ترانزیت مفهومی کاملاً متفاوت دارد:
زمان تحویل قابل پیشبینی ، توقف حداقلی و توضیحپذیر ،ریسک قابل محاسبه و قابل قرارداد
در واقع، ترانزیت پیش از آنکه یک «زیرساخت فیزیکی» باشد، یک سیستم تصمیمسازی است.
بار، خود مسیرش را انتخاب نمیکند؛ انسانها برای آن تصمیم میگیرند. و این تصمیمها نه بر پایه آرزو، بلکه بر اساس تجربه انباشته، رفتار تکرارشونده و قابلیت پیشبینی آینده گرفته میشود.
کشوری که نتواند فردای خود را توضیح دهد، حتی اگر در مرکز نقشه جهان باشد، در حاشیه انتخاب باقی میماند.
جغرافیا فروشی نیست؛ رفتار است که معامله میشود
کوتاهی مسیر، مزیت استراتژیک، تاریخ ترانزیت، نقش تاریخی ایران. اما بازار جهانی با تاریخ معامله نمیکند؛ با رفتار قابل تکرار معامله میکند.رفتاری که به تصمیمگیر لجستیکی بگوید: اگر امروز این مسیر را انتخاب کنم، فردا غافلگیر نمیشوم.
ثبات، جذابترین تبلیغ ترانزیت است. و ثبات نه با شعار ساخته میشود، نه با پروژههای نمایشی؛
بلکه با تکرار بیوقفه رفتار حرفهای شکل میگیرد. مسئله ایران کمبود ظرفیت نیست؛ پراکندگی معناست
ایران از کمبود مسیر، بندر یا نیروی انسانی رنج نمیبرد؛ مشکل اصلی، نبود یک تصویر واحد و قابل فهم از ایران ترانزیتی است. بازار جهانی با تصویرهای متناقض کنار نمیآید.
ترانزیت، صنعتی است که به وضوح، ثبات و قابل پیشبینی بودن پاداش میدهد.
کشورها انتخاب میشوند چون مشخص است: چه مزیتی دارند ، چه ریسکی دارند و در بحران چگونه عمل میکنند
ریسک نامرئی ایران در برابر ریسک قیمتگذاریشده ترکیه ، در نقطه مقابل ایران، ترکیه زودتر به یک درک کلیدی رسید:
ریسک را نمیتوان حذف کرد، اما میتوان تعریف و مدیریت کرد. ایران ریسک تولید میکند، اما آن را تعریف نمیکند: توقفهای غیرقابل توضیح ، تغییر ناگهانی رویهها ، تصمیمهای سلیقهای در مرز ، تفاوت رفتار از یک شیفت تا شیفت دیگر ،نبود پاسخ رسمی و شفاف در بحران
اینها ریسکهایی نیستند که بتوان بیمهشان کرد یا در قرارداد آورد.
ترکیه اما ریسک دارد و آن را به عدد تبدیل کرده است. عدد یعنی قابل مدیریت.عدد یعنی قابل قرارداد.
ترکیه «حاکمیت قرارداد» ساخته است؛ ایران گرفتار «حاکمیت وضعیت» مانده است.
قرارداد در برابر وضعیت؛ تفاوتی که مسیر را عوض میکند
در لجستیک مدرن، کشورها با مزیت جغرافیایی رقابت نمیکنند؛ با قابلیت اجرای قرارداد رقابت میکنند.
در ترکیه: اگر مشکلی پیش بیاید، سیستم موظف به پاسخگویی است.
در ایران: اگر مشکلی پیش بیاید، باید دید امروز چه کسی شیفت و چه کسی مسئول است.
این تفاوت جزئی نیست؛ این همان نقطهای است که بار، مسیرش را تغییر میدهد.
سیاسیسازی ترانزیت در برابر فنیسازی آن
ایران ترانزیت را سیاسی کرد. در مقابل ترکیه آن را فنی نگه داشت.
ایران هر کریدور را پروژهای حیثیتی دید. ولی ترکیه هر کریدور را پروژهای عملیاتی.
ترکیه مسیر نساخت؛ ذهن عملیاتی ساخت.
در نتیجه، وقتی بحران میآید، بازار جهانی مکث نمیکند.
ایران متاسفانه در وعدهمحوری ماند. ترانزیت برای ترکیه بخشی از اقتصاد روزمره است؛
برای ایران، اغلب یک پروژه نمایشی.
همین تفاوتهای بهظاهر کوچک، سرنوشت بازی را تغییر دادهاند.
این آینده هنوز بسته نشده است.
اما اگر ایران همچنان ترانزیت را با سیاست بسنجد، نه با رفتار، نهتنها از ترکیه، بلکه از کل بازی عقب خواهد ماند.
در حالی که ایران بیشتر بر موقعیت جغرافیایی و پروژههای کریدوری تمرکز کرده است، ترکیه بر ثبات رفتاری و اجرای دقیق قراردادها تمرکز دارد. ایران ترانزیت را تا حد زیادی سیاسی کرده، اما ترکیه آن را فنی و اجرایی نگه داشته است. نتیجه این تفاوت، تغییر مسیر لجستیکی و ترانزیتی به سمت ترکیه بوده است.