
به آن عکس خیره میشوم
چشمانم گرمای اشک شان را به من هدیه می دهند و رضایتم را ازآن خود می کنند
دوباره کل وجودم سرشار از دلتنگی می شود
دلتنگی برای تو
از وقتی دیدنت شده دغدغه ی هر لحظه ام هزار بار از خودم پرسیده ام چرا
چرا وصل تو انقدر در نظرم شیرین است
فرض هم که بیایم در کنارت
چه حرفی دارم برای گفتن و چه کار نکرده ای دارم برای انجام دادن؟
سوال هایم همه بی جواب مانده
اما میدانم بودن در کنار تو، پناه است و آرامش
و من تنها زیر سایه ی نگاه تو بودن و وجودم سراسر مشغول تو شدن را میخواهم
نمیگذارم آشفتگی افکارم دوست داشتنت را در دلم کمرنگ کند
چون تو قلبم را لمس کرده ای و همین برای عاشقت شدن کافیست
دوستت دارم امام حسین عزیز من