
تو بهتر از هرکس دیگری از درد های من خبر داری
خودت که بهتر میدانی اولین انتخاب من برای درد و دل کردن حرم توست
آنجا راحتم
دیگر کسی کاری به کارم ندارد و هرچقدر بخواهم میتوانم زیر سقف های بلند حرمت بنشینم و چادر روی صورت بکشم و گریه کنم
برای هر دردی که آشفته ام کرده و هیچ راهکاری جز در پناه تو گریه کردن برایش پیدا نکردم
یادت هست که سال های قبل چقدر دور بودم از تو و توفیق نداشتم برای زیارت ضریحت
سرگرم بودم با پناه های واهی و دلخوش بودم به بودن آنها
و آغاز سال تحصیلی دهم شد یکی از سخت ترین دوران زندگی ام و تنها، بودن تو در نزدیکی مدرسه ام امیدی بود برای ادامه دادن
حالا هفته ای نمیشود که از زیارتت محروم باشم و خوشحالم از اینکه تو در تنهایی ام در آغوشم کشیدی و تنها پناهم بودی
امسال هم میخواهم یازدهم را در همان مدرسه آغاز کنم و من باز خودم را به آغوش تو میسپارم. لطفا من را در آغوشت نگه دار
ممنون که آمدی و همسایه مان شدی بانو ی مهربانم:)♡