ویرگول
ورودثبت نام
دفترچه یادداشت
دفترچه یادداشتراهی برای آرامش ذهن (نوشتن)
دفترچه یادداشت
دفترچه یادداشت
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

شاید باز هم برگردی

خاطرات آن شب مو به مو در ذهنم تکرار می شود.آن شب لحظه به لحظه در ذهنم مرور می شود.فریاد هایت گوشم را خنجر می زد و بعد صدای کوبش محکم در.

هنوز رد زخمی دیوار که رفیق همیشگی اش به خاطر تو به او وارد کرده بود،صبح تا شب ناله می کند و به خود چنگ می زند.شاید هم دیوانه شده ام و آن رد زخمی است که تو به قلبم وارد کرده ای.

قاب عکس دیگر روی دیوار خانه ی دختر کوچک درون قلبم نمی ایستد.آخر آن کودک بی چاره چه کرد که با آن این چنین کردی.

تمام خاطراتت را گوشه ای از اتاق جمع کرده ام،و حالا می فهمم که بدون وجود تو اتاق چقدر سرد و بی روح شده.جعبه ای که فقط صدای تو و متن من در آن جمع شده،گل هوایی که مانند آرزویی رها شده خشک و خرد،باقی وسایل را در آغوش گرفته اند،و از همه مهمتر آن کاپشن.همان کاپشن با یقه های خز دار که هنوز مقداری رنگ روی آن باقی مانده.خاطره ی همان شب دلنشین که تا صبح باهم طراحی کردیم.

خودم هم نمی دانم چه شد.چرا آنقدر تغییر کردی؟

شب های که تا صبح با گرمای دستانت اشک های روی گونه ام را به خواب عمیقی می فرستادی.اما حال سرمای دستانم باعث دلتنگ شدن اشک ها می شود.

حال دیوار ها وجود دخترک بی چاره ام را چنگ می زنند.

هرگز نمی بخشمت،که کودکی را آنقدر زود بزرگ کردی.

او فقط{کودک}بود و{کودکی}می خواست.

🙂🖤

۹
۳
دفترچه یادداشت
دفترچه یادداشت
راهی برای آرامش ذهن (نوشتن)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید