دفترچه یادداشت·۶ ماه پیشآخرین روز زندگیو در آخرین برگ از زندگی اش اینگونه نوشته:{بدرود معشوق من.دلتنگ آغوشت و عطر پاییزی گیسوانت هستم که در پرتو های مهربان محو خورشید به چشم می خ…
دفترچه یادداشت·۶ ماه پیشقاب عکس کج شدهقدم هایم را آرام جلو می برم تا آرامشش را بر هم نزنم.بوی عطرش خانه را دربر گرفته و در ژرفای وجودم نفوذ می کند.،آغوشش در رختخواب و داستان های…
دفترچه یادداشت·۶ ماه پیشتضاد زیبای مناز نظر من تضاد ها از شباهت ها خیلی قشنگ ترن پس دنبال تضاد خودت باش نه کسی که بهت شبیه
دفترچه یادداشت·۷ ماه پیششاید من هم دیوانه باشم!مگر دیوانگی چه مشکلی دارد؟چه مشکلی دارد که بلند بلند بخندی؟چه مشکی دارد جوری شاد باشی که فریادت را تمام جهان بشنوند؟مگر بد است مجنون کسی با…
دفترچه یادداشت·۷ ماه پیششاید باز هم برگردیخاطرات آن شب مو به مو در ذهنم تکرار می شود.آن شب لحظه به لحظه در ذهنم مرور می شود.فریاد هایت گوشم را خنجر می زد و بعد صدای کوبش محکم در.هنو…
دفترچه یادداشت·۷ ماه پیشواقعیت های تلخدر کودکی بلند بر زبان آوردنش غمگین بود،پس ماهم آن را شاد جلوه می دادیم.اما حال نه.روزهایی که قطره های باران روی شیشه قهرمان مسابقه بودند،ام…
دفترچه یادداشت·۷ ماه پیششاید عشق وجود داشت...به عکسش خیره شده بود و در اعماق خاطرات خود غرق شده بود.لحظه به لحظه ی زندگی اش را خاطرات او در آغوش گرفته بود.سیاهی در آغوش جهان با زره های…
دفترچه یادداشت·۷ ماه پیششاید در جهانی دیگر...شاید هایی در پس ذهنم وجود دارد که مانند چاقویی کند سرم را چنگ می زند.دلتنگ جهانی دیگر هستم که تمام شیرینی ها در آنجا اتفاق می افتاد.شاید در…