ویرگول
ورودثبت نام
دفترچه یادداشت
دفترچه یادداشتراهی برای آرامش ذهن (نوشتن)
دفترچه یادداشت
دفترچه یادداشت
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

شاید عشق وجود داشت...

به عکسش خیره شده بود و در اعماق خاطرات خود غرق شده بود.لحظه به لحظه ی زندگی اش را خاطرات او در آغوش گرفته بود.سیاهی در آغوش جهان با زره هایی از مروارید ها که از آرزو های بخواب رفته ی مردم به وجود آمده بودند.آغوش او روی سنگ های با قلب های یخزده که به آسمان چشم دوخته اند و ستاره های فلکی را زنجیر می کنند.در قلب نگاهشان حسی آشنا به چشم میخورد،حسی آشنا به نام عشق.کلمه ای که داستان های شیرین گذشته ی تلخ مارا به وجود آورده،اما حال از قلب ها رفته و در مغز ها ی پوچ ساکن خانه ها ی مخروب شده.همان حسی که دوای درد قلب ماست اما هیچگاه نمی توانیم بهترین آن را پیدا کنیم و همیشه مشابه آن قلب مارا دربر می گیرد و مانند پمادی روی زخم عمل می کند،تا ژرفا و بند بند وجود را می سوزاند.همان حسی که اگر بود داستان هزار و یک شب بار ها تکرار می شد و دیگر در{گذشته}مانند لکه خونی تنها به جا نمی ماند.خسرو که برای شیرینش ترانه می نوازد و شیرین که قلبش در آغوش گرم فرهادش زندانی شده مثال دقیقی از حال و هوای عشق امروزی است.صدا ی رعد او را از افکارش جدا می کند،و او دوباره فقط عکس اورا روی طاق دارد.حال آغوش قاب عکس چوبی همراه بوی دود تلخ سیگار جایگزین آن آغوش گرم و عطر مهربان شده،و دلتنگی جایگ

زین آرزو های همیشه به حقیقت پیوسته شده.

۸
۶
دفترچه یادداشت
دفترچه یادداشت
راهی برای آرامش ذهن (نوشتن)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید