اخیرا بار دیگر فیلمی در سینمای ایران بحث برانگیز شده به دلیل پرداختن به سبک زندگی متفاوت یا قشرهای متفاوتی از جامعه فیلم تا آنجا که من دیدم سعی دارد سبک زندگی طبقه میانی رو به بالای جامعه را به تصویر بکشد کسانی که دستشان به دهنشان میرسد و امکانات بیشتری از حد متوسط جامعه دارند و پول بیشتر امکان تفریح و خوشگذرانی بیشتر به آنها میدهد به اصطلاح اهل دور دور هستند و شب نشینی های پر سر و صدا و بزن و برقص و ....
این سبک زندگی در همه جای دنیا رایج است و حس لاکچری بودن را به مخاطب منتقل میکنند و برای دمی هم که شده اتفاقا اقشار پایین تر جامعه را در یک حظ بصری از لذت های دنیا شریک میگرداند لذت ها و امکاناتی که آنها در واقعیت محروم هستند
اینها به جای خود شاید خوب باشد یا بد ولی حرف اصلی مثل همیشه درباره فرم پرداختن به مسئله لذت بردن از زندگی است
در سینمای ایران به دلایل مختلف فیلم از نظر فرم اشکال پیدا میکنند
منظور از فرم مثلا پوشش خانم هاست وقتی قرار است زندگی اقشار مرفه نشان داده بشود الزام نمایش ایجاب میکند که مثلا پوشش آنها چنان که در واقعیت هست نشان داده بشود ولی محذوریت های سینمای ایران باعث میشود فرم حالتی کاریکاتور گونه پیدا کند برای مثال دختر خانم فیلم تهران کنارت بی حجاب است اما کلاهی هم روی سر دارد بی حجاب است اما کت و شلواری هم پوشیده و بی حجاب است اما در سالن ظاهرا رقص باز همان کلاه و پوشش تا حدودی هم جوکر مانند را دارد
یا مثلا نوشیدنی ها قرار است آنها در مهمانی های خود مسکرات بنوشند ولی ما چیزی شبیه شربت ویمتو یا شربت به لیمو میبینیم یا نباید بر اثر نوشیدن مسکرات از خود بیخود بشوند
یا زن و مردی که قرار است از حدود شرعی فراتر بروند زیرا فیلمنامه الزام دارد که اینجا روابط متفاوتی نمایش داده بشود باز در خانه ای پوشش کامل دارند
از این موارد بسیار است
اثر هنری باید در فرم مستغنی باشد یعنی اینطور نباشد که طرف یکی از اقشار بی حجاب است اما در فیلم باید معیارهای دیرا رعایت کند که فرم را نادیده میگیرد