در تاریخ ادبیات داشتیم نویسنده هایی که با هم دوست و رفیق و همفکر یا حتی زن و شوهر بودند.
مثلا صادق هدایت و صادق چوبک. هم دوست بودند و هم تقریبا در مکتب ناتورالیسم مینوشتند.
یک زوج دیگر جلال آل احمد و سیمین دانشور. سیمین و جلال زن و شوهر بودند و هر دو نویسنده.
یا هوشنگ گلشیری و عباس معروفی. هر دو نویسنده های مطرحی بودند البته گلشیری استاد یا راهنما عباس معروفی بود و به هر حال معروفی با کمک گلشیری وارد دنیای ادبیات و داستان نویسی شد
حتی نویسنده هایی که در ظاهر رفاقتی یا قرابتی با هم نداشتند اما از جهات دیگری با هم نزدیک بودند و میشود آنها را در یک گروه قرار داد.
مثلا خانم ها فتانه حاج سید جوادی و فهیمه حیدری و نسرین ثامنی تقریبا هم از نظر زمانی و سبک کار خیلی به هم نزدیک بودند
همینطور فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان. شاید هنوز هم باشند کسانی که در دنیای ادبیات و هنر یا در یک مکتب مینوشتند یا از هم تاثیر پذیرفته اند.
اما این نویسنده ها که شاید بتوان به آنها نویسنده های موافق گفت چه تاثیری بر هم گذاشتند مثلا هدایت چه تاثیری بر چوبک گذاشت. یا آل احمد چه تاثیری بر سیمین دانشور. و شاید مهتمر از اینها گلشیری چگونه بر مسیر داستان نویسی معروفی تأثیرگذار بود