ویرگول
ورودثبت نام
رضا پرتو
رضا پرتوعلاقه مند به ادبیات، تاریخ و نقد ادبی
رضا پرتو
رضا پرتو
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

بوف کور هدایت؛ سرمش ناتورالیستی ادبیات ایران

اگر هدایت نبود می‌گفتیم همه آتش ها از گور هدایت بلند می‌شود. اما خوب هدایت است و شوخی بردارنیست. او بنیانگذار قصه نویسی معاصر ایران است. حال اگر جمالزاده را هم کنار او بگذاریم همین چند نفر هستند که ایرانیان را با روش مدرن قصه نویسی آشنا کردند.

اما انصافا صادق خان هدایت در بوف کور به بیراهه عجیبی رفت و بعد از خودش جوانان و نویسندگان بسیاری را به بیراهه برد. عجیب است که از بین تمام سبک های داستان نویسی ممکن در روزگار خودش درست دست گذاشت روی سبک ناتورالیستی که قطعا سبک انحطاط و ویرانی و زوال و نابودی است و با این کار بسیاری از علاقه مندان به ادبیات و داستان نویسی را دچار توهم حقیقت کرد.

حقیقتی که در این سبک ادبی ضد واقع گرایانه و منحط به هیچ وجه یافت نمی‌شود. خدایگان این سبک در اروپای قرن نوزدهم امیل زولا بود که به زعم خودش سبک داستان نویسیش بیان واقعگرایانه حوادث بود. وقتی میخواست اتاقی را توصیف کند با قدم متر به متر طول و عرضش را اندازه میگرفت زیرا فکر می‌کرد ناتورالیسم یعنی واقع گرایی و مبتنی بر علم تجربی.

زولا ادبیات اروپا را به انحراف برد و هدایت ادبیات نوین ایران را که خود از پایه گذارانش بود.

امروز وقتی داستان های کوتاه و بلند و دلنوشته ها و ....را می‌خوانیم می‌بینیم چطور این سرطان در تمام اندام های داستان نویسی مدرن بعد از هدایت ریشه دوانده و نفسانیات نویسندگان و ادبیات شکست و انزوا تمام عرصه داستان نویسی و فرهنگ این سرزمین را فراگرفته.

درباره بیهودگی ناتورالیسم همین بس که تمام مشکلات بشری را تقلیل می‌دهد به عوامل ژنتیکی و ارثی، غرایز و امیال طبیعی، نفسانیات کور و بی حاصل، محیط زندگی و از این قبیل. و کمترین ارزشی برای اراده انسان، امید به تاریخ، عمل انسانی و از این قبیل باقی نمی‌گذارد

داستان نویسیصادق هدایتبوف کور
۷
۰
رضا پرتو
رضا پرتو
علاقه مند به ادبیات، تاریخ و نقد ادبی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید