ویرگول
ورودثبت نام
Masoud Karimi
Masoud Karimiگاهی در مسیرهای تکراری روزمره، اتفاقات غیرمنتظره‌ای می‌افتد که ارزش روایت کردن دارند. http://ble.ir/m_papa https://whatsapp.com/channel/0029VbDEaA90bIduwOVBbF0J
Masoud Karimi
Masoud Karimi
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

روکش های احتیاط

روکش‌های احتیاط

گوشی جدیدم را روی میز گذاشته بودم. هنوز طلقِ پلاستیکیِ کارخانه روی صفحه‌اش بود.

همکارم، با یک فنجان چای در دست، نگاهی به آن انداخت و گفت: چرا این پلاستیک را نمی‌کَنی؟ حباب‌های زیرش، تصویر را تار کرده است.

گفتم: این‌طور خط و خش نمی‌افتد. می‌خواهم وقتی کمی کهنه‌تر شد برش دارم تا دوباره حسِ نو بودن بدهد.

همکارم جرعه‌ای از چایِ نیمه‌گرمش نوشید و گفت: من هم سال‌ها پیش یک دست مبلِ باکیفیت خریدم. پنج سال روکش‌های ضخیمش را برنداشتم تا مبادا لک بیفتد. هر بار مهمان آمد، روی همان پلاستیک‌های سرد و پرسروصدا نشستیم. وقتی بالاخره تصمیم گرفتم روکش‌ها را درآورم تا از نرمیِ پارچه‌اش لذت ببرم، متوجه شدم هم مبل‌ها فرسوده شده‌اند، هم دیگر ذوقی برای مهمانی گرفتن نمانده است.

فنجانش را روی میز گذاشت و ادامه داد: ما بهترینِ همه‌چیز را زیرِ روکش‌های احتیاط پنهان می‌کنیم تا برای یک روزِ نامعلوم، دست‌نخورده بمانند. اما حواسمان نیست که لذت‌ها هم تاریخ انقضا دارند.

همکارم رفت. گوشی را برداشتم. پلاستیک را از گوشه کشیدم و جدا کردم. صفحه، شفاف و روشن شد.

در بازتابِ شیشه گوشی، به خطوطِ چهره‌ام نگاه کردم. چقدر واضح‌تر شده بودم. واقعاً قرار بود شفافیتِ امروز را، به امیدِ کدام فردای نامعلوم تار ببینم؟

• جهان کوچک من؛ روایتِ بزرگِ جزئیات.

نویسنده: م.پاپا

۰
۰
Masoud Karimi
Masoud Karimi
گاهی در مسیرهای تکراری روزمره، اتفاقات غیرمنتظره‌ای می‌افتد که ارزش روایت کردن دارند. http://ble.ir/m_papa https://whatsapp.com/channel/0029VbDEaA90bIduwOVBbF0J
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید