۱۱ بهمن ۱۴۰۴
وقتی مامانم ساعت ۴ بیدارم کرد که آدماده شم که بریم گفتم نمیام به حساب اینکه این سفرم مثل قبلی هاست اصلا چه توفیقی داره اومدنم !البته بی پولیمم کلی توش تاثیر داشت!!نیم ساعت بعدش صدای بابام از آشپزخانه اومد گفت پاشو بیا یه تومن بهت میدم!


تو راه کلی عکس گرفتم ،اما تا رسیدیم بندر بیخیال عکس شدم ،احساس میکنم اینکه مداوم دوربین دستم باشه خسته کننده است!عمیقا دلم میخواد از اینایی باشم که همه چیزو ثبت میکنن ولی خب سخته!
تازه وقتی رسیدم بازار روز فهمیدم امروز امتحان ادبیات داشتیم ،رفتم تو امامزاده ای که نزدیک بازار روزه نشستم امتحان بدم،قبل از امتحان ننوشته بود سوالا ۳۰ تاست منم به هوای اینکه ۲۰ تا سوال هر کدوم یه نمره است با خیال راحت یه ۱۲ تا زدم که پاس شم(البته با کمک جزوه)وقتی اومدم بیرون فهمیدم سوالا ۳۰ تا بود،و من ۱۰ تا رو اصلا ندیدم،اینقدر اون لحظه حالم بد شد که نگو!همش به خودم میگفتم ریده شد به سفرم!!ولی وقتی بابام واسم پول زد ،اصلا یادم رفت که ادبیاتو افتادم!!
بعد امتحان که ساعت ۱۱ تموم شد تا ساعت یک و نیم منو خواهرم مثل دوتا جوجه اردک تو پاساژای بندر میگشتیم اونم با یه تومن پول،میدونم خنده داره ولی خب چه میشه کرد،اینم جوانی ماست!!
تو پاساژ یوسفی اومدم برم طبقه دوم،به جای اینکه برم روی اون پلی برقی که مال بالاست رفتم روی اونی که مال پایینه و مدام داشتم روش درجا میزدم اصلا هم حواسم نبود دارم درجا میزنم،یه پسره همون جا بود برگشت گفت اشتباه داری میری بعدش پاره شد از خنده!!خودمم مردم از بس خندیدم تازه تو سفر قبلی با سر رفتم تو در شیشه ای مغازه ای که بسته بود ولی خداروشکر اون موقع کسی نفهمید!!
رفتیم تویه پاساژی که مختص لوازم آرایشی بود ۹۹ درصد فروشنده ها پسرای جوون خوشتپ بود بودن مشخص بود اکثرا شاگرد مغازه ان ،خواهرم برگشته میگه چرا اینجا همه فروشنده ها پسرن؟منم گفتم بخاطر قوانین جاذبه!!
وقتی که اون خونه دیروز تو بندر ترکید ماتو ساحل بودیم و صداشو شنیدیم انگار یه بمب منفجر شده ,من یه لحظه فکر کردم آمریکا بهمون حمله کرده! برای یه لحظه سرتاپامو ترس گرفت!سریع گوشیمو چک کردم دیدم نه بابا خبری نیست!


سفر یه روزه تموم شد!حالا من خونه ام ،دوباره باید زانوی غم بغل بگیرم و به مشکلاتم فک کنم!اینکه شهریه ۳۵ میلیونی خیاطی رو چطوری میخوام جور کنم(دوره نازک دوز ۳ ماهه ۳۵ میلیون!!)با دانشگاه رو هوا چه کنم؟بعد دانشگاه چه خاکی تو سرم بریزم!!