ویرگول
ورودثبت نام
Alireza
Alireza‌ یک نویسنده از نسل Z ‌
Alireza
Alireza
خواندن ۲ دقیقه·۴ روز پیش

🔴 زنان، فرشته یا هیولا؟ تاملاتی بر استاندارد های دوگانه جنسیتی در هالیوود

🔻 داستان از جایی برای من شروع شد که نشستم به تماشای فیلم کلاسیک «دیگران» (The Others - 2001). اگر فیلم را ندیده‌اید، نگران نباشید؛ موضوع اصلاً پیچیده نیست. در این فیلم (و بسیاری از آثار مشابه)، ما با شخصیتی روبرو هستیم که مرتکب وحشتناک‌ترین جنایتِ ممکن شده است: کشتن فرزندان خردسالش.

اما نکته‌ی عجیب اینجاست: فیلمساز تمام تلاشش را می‌کند (با موسیقی، نورپردازی معصومانه و بازیِ نقش اول نیکول کیدمن) که شما نه تنها از این قاتل متنفر نشوید، بلکه برایش دلسوزی کنید و او را یک «قربانیِ درمانده» ببینید.

اینجاست که سوال اصلی مطرح می‌شود: اگر جای این مادر، یک «پدر» بود که بچه‌هایش را کشته بود، باز هم فیلم با او همین‌قدر لطیف برخورد می‌کرد؟

۱.تفاوت در «حقِ خطا»

🔻 در ناخودآگاهِ جمعی ما و به خصوص در دنیای رسانه، وقتی مردی مرتکب جنایت یا خطایی می‌شود، او را صاحب «عقل و اراده‌ی کامل» می‌بینیم. یعنی او با آگاهی انتخاب کرده که شرور باشد (مثل جک نیکلسون در فیلم درخشش). اما وقتی زنی همان کار را انجام می‌دهد، ناگهان پای «افسردگی»، «فشار عصبی» یا «شرایط محیطی» به میان می‌آید تا او را تبرئه کند.

این یعنی سلب مسئولیت از زن و تبدیل مرد به یک «هیولای ذاتی».

۲. دست‌کاری عاطفی به جای عدالت

🔻 رسانه از کلیشه‌ی «زنِ ظریف و احساسی» استفاده می‌کند تا منطقِ ما را دور بزند. وقتی یک قاتل را در لباسی زیبا و با چهره‌ای معصوم نشان می‌دهند، مخاطب ناخودآگاه گاردش باز می‌شود. این یک نوع دست‌کاری عاطفی است. عدالت حکم می‌کند که «جنایت»، فارغ از اینکه فاعلش چه جنسیتی دارد، به یک اندازه قضاوت شود. اما در واقعیت، ما برای یک جنسیت «بهانه‌تراشی» می‌کنیم و برای جنسیت دیگر «چوبه‌ی دار» آماده می‌کنیم.

۳. هزینه‌ی این تبعیض برای سلامت روان

🔻شاید بپرسید این فقط یک فیلم است، چرا باید مهم باشد؟

مهم است، چون این الگو در زندگی واقعی، در دادگاه‌ها و در قضاوت‌های اجتماعی ما هم تکرار می‌شود. وقتی جامعه از مرد انتظار دارد همیشه «کوهِ استوار» باشد و هیچ بهانه‌ای را برای خطایش نمی‌پذیرد، اما برای طرف مقابل همیشه راهی برای فرار از مسئولیت باز می‌گذارد، یک خشمِ درونی و حسِ عمیقِ بی‌عدالتی در مردان شکل می‌گیرد.

دیده نشدنِ فشارهای روانیِ مردان و قضاوتِ ناعادلانه‌ی آن‌ها، باعث می‌شود بسیاری از ما احساس کنیم در یک مسابقه‌ی نابرابر شرکت کرده‌ایم.

نتیجه‌گیری:

جنایت، جنایت است؛ چه با دست‌های یک مادر انجام شود، چه با دست‌های یک پدر. هاله مظلومیت و زیبایی نباید جایگزین مسئولیت‌پذیری شود. زمان آن رسیده که بپرسیم: چرا تحمل ما برای دیدن جنون در مردان انقدر کم، و برای توجیه آن در زنان انقدر زیاد است؟

آیا ما واقعاً دنبال حقیقت هستیم، یا فقط به دنبال بازتولید کلیشه‌هایی هستیم که در آن یک جنسیت همیشه «قربانی» و دیگری همیشه «مقصر» است؟

این پست تقدیم به کسانی که مثل من از استانداردهای دوگانه و ناعدالتی، خسته و بیزارند! تمام.



فیلمزنمردفمینیسمزنان
۶
۲
Alireza
Alireza
‌ یک نویسنده از نسل Z ‌
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید