بنویسم که تنها تو بخوانی من گریه میکنم تو میتوانی؟ گاهی از گریه خستهام چرا تز تازه ای ندارم؟ صدایی ندارم اما تورا دارم تو ایده! زنده ای تو نمادی تو شنوندهای تو همه چیز من هستی باور کن! صدا مهم است حتی برای درونپناهندهها طرد شدهها مطرود مشروط!

نگفتی تو خستهای مثل من بریدی؟ قسط داری؟ انصراف دادی؟ میخواهی انصراف بدهی؟ بدهی بالا آوردی؟ عشق تو ممنوعه؟ تورم کمرت را شکسته؟ کودک بودی؟ کودکی داری؟ مسئولی؟ مسئولیتی داری؟ دوست داری از پنجره بپری پایین؟ نقابت تاریکه؟ اونا میدونن تو دیگه به تاریکیشون باور نداری؟ وینستون من میترسم لطفا نترس! وینستون اگه تو نترسی چی میشه؟ وینستون لطفا گریه کن بغضت نشکسته هنوز؟ خم نشو تو دهه جوونی کمر درد داری؟ وینستون دویدی و نرسیدی؟ من من دویدن رو دوست دارم فرار کردن را دوست دارم وینستون radiohead پخش کن از پشت اسکرین از زندگی فرار کن بیا باهم فرار کنیم زودباش وینستون اونا قرار نیست بفهمن!
