ویرگول
ورودثبت نام
who am I
who am Iیادداشت های من
who am I
who am I
خواندن ۲ دقیقه·۱۵ روز پیش

سوگواری رود برای ماهی

من مانده ام و من. بازمانده هستم.باز مینویسم چون کاری دیگر از دستم بر نمی آید،ناتوانم . تاوان چه چیزی را پس میدهم؟ من که ناراحت و سرخورده نیستم کمی شکست خورده ام و زخمی ..این هم در پروسه بقا هر انسانی رخ میدهد. پس چرا انقدر بیخیالم؟نکند ناتوانی ام سد نشده ؟ شاید من دیگر نمیخواهد بلند شود؟چرا اینگونه شدم؟ انقدر ضعیف و ترسو ؟ مثل تکه سنگی شده ام در کف اسفالت که هر رهگذری تلنگری میزند و میرود؟یا مثل رودی که با جهت وزش باد حرکت میکند ؟ یا توپی که به پشت بام همسایه شوت میشود؟طول کشید تا بفهمم هیچ چیز به زور نمیشود. دیگر بیخیال شده ام.دست خودم نیست ، انگار تنها چیزی که میتواند در این شرایط مرا کمی آرام تر کند خودم هستم و خودم. نه با عشق به خود( صادقانه در ابتدا فکر میکردم این نوعی علاقه است که به ماهیت خود دارم ) اما کنون که به درون خود بیشتر مینگرم خود را چون سربازی بی نام و نشان پشت سنگری میبینم که گویی دنیا دست به دست هم داده تا وجود و هستی اورا از جهان محو کند ، میترسد، با اینکه از اول میدانست ممکن است بمیرد بازهم میترسد. مثل آن دختر نوجوانی که میدانست اگر مادرش در وان غرق در خون اورا ببیند بازهم از مرگ میترسد و اما بازهم انجامش میدهد، من هم میترسم و بیخیال نشسته ام ، نشسته و آدم هارا مینگرم که چگونه مرا زخمی کرده اند ، که چگونه احساساتم را نابود کرده اند ، شاید فقط خودم را گول میزنم تا من کمی آرام بگیرد ، تا نترسد ، تا زنده بماند. انگار شیوه مقاومت بقای بنده اینگونه است! اگر به من باشد ساعتها در گوشه ای از اتاق اشک میریزم و به حال من فکر میکنم. حتی از گفتن و نوشتن و حرف زدن در مورد من خسته شدم . دلم برای او میسوزد روزها و شب ها به بی نوایی و بیچارگی آن فکر میکنم ، او همه وجود من است ، او خوده من است . اما من بس کن!دیگر حوصله ات را ندارم ، ...اما بازهم دلم برایت میسوزد.چون تنها فردی روی این کره خاکی هستم که درکت میکند.چون همه تورا آزرده اند. چون هنوز هم نفهمیده ای که چیزی به زور نمیشود اما بس کن لعنتی!تو...تو روی اسفالتی تو مثل زباله پرت شده ای و زخمی و تیکه پاره هستی! دیگر وقتش رسیده..بخواهم روراست باشم مدت زیادی در سوگواری خود مانده ای مگر تو تنها کسی هستی که مشکل دارد؟ این همه آدم چگونه کنار می‌آیند؟ چگونه بلند میشوند؟! آه...لعنت به تو ، من ! لعنت بر تو که نمیگذاری تا بلند شوم و فرار کنم بروم و بروم تا تبدیل به نقطه ای تاریکی در روشنایی شم جوری بروم که کسی مرا نبیند.

مینگردم میمینگرم

سوگواری
۱۱
۰
who am I
who am I
یادداشت های من
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید