ویرگول
ورودثبت نام
ع.رامک
ع.رامکافسر آگاهی ( کارآگاه) سابق و حراست مدار امروز
ع.رامک
ع.رامک
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

خاطرات فراموش شده( دفتر شعر)

به وقت نگارش زندگی نامه ام، جهت مستند سازی آن سری به آلبوم عکسهای قدیمی ام زدم و برای یافتنش کمد و وسایلم را زیرو رو کردم . ناگاه دفتر شعر دوران جوانی ام را یافتم ( مربوط به سالهای 1357_ 1358) که در گوشۀ دنج جعبۀ خاطراتم در جوف کمد آرمیده بود. البته تکه هائی از تمام آن بود و به هم ریخته بنظر میرسید ولی برگ برگش قابل خواندن و نقاشی هائی که در انتهای اشعار انتخابی ام کشیده بودم قابل رویت بودند. برآن شدم تا چندی از آن را به نمایش بگذارم باشد که مقبول افتد.

اولین برگ ، دفتر را اهدا کرده به:

آنانکه سرشتی پاک و اندیشه ای تابناک دارند.

آنانکه با نگرانی به آیندۀ بشر می نگرند.

آنانکه از انحرافات آدمیان رنج می برند.

آنانکه چون شمع فرا راه دیگران نور می دهند و می سوزند.

و آنانکه تحری حقیقت را سرلوحۀ برنامه های زندگی ساز خود قرار داده،در مقابل سخنان حق ، دل سخن پذیر دارند.

و برگهای دیگر هر کدام شعری و نقشی دارد پر از خاطره.

یادگار روزهای نوجوانی و یک دنیا امید به آینده ای که اکنون است.

یاد آور سختیها، تلخیها و شیرینی های زندگی ام.

آن دفتر مونس من بود و نقش هائی که بر آن میزدم مرهم دلم.

نقش هائی که اکنون به تماشا خواهید نشست و نشر دهندۀ افکار و رویاهای جوانی متولد دهۀ 40 شمسی است.

برگ اول دفتر شعر
برگ اول دفتر شعر
نقاشی های من
نقاشی های من

نقاشی هایم که در انتهای اشعار انتخابی در هر ورق نقش گردیده است
نقاشی هایم که در انتهای اشعار انتخابی در هر ورق نقش گردیده است

۲۱
۱۹
ع.رامک
ع.رامک
افسر آگاهی ( کارآگاه) سابق و حراست مدار امروز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید