ویرگول
ورودثبت نام
ع.رامک
ع.رامکافسر آگاهی ( کارآگاه) سابق و حراست مدار امروز
ع.رامک
ع.رامک
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

خاطرات فراموش شده( مرغ اضطراری)

در نگارش زندگی نامه ام ، بعضی خاطرات ریز و درشت جا افتادند و به موقع نوشته نشدند یا خارج از موضوع اصلی بودند و باید در پست جداگانه ای تعریف میشدند که اینک به مرور زمان آنها را که قابل خواندن باشد مینویسم:

در زمان جنگ ارزاق عمومی جیره بندی و کوپنی شده بود و هر خانواده ای کلی برگ کوپن در اختیار داشت و همه سعی میکردند از غافله عقب نمانند و به موقع کوپنها و سهمیۀ ارزاقشان را بگیرند چون ممکن بود با داشتن کوپن هم از سهمیه عقب بمانند.و بیشتر از همه خانمهای منزل نگران این مسئله بودند چرا که تامین غذای اهل منزل به عهدۀ آنها بود. همسر من نیز از این غائله جدا نبود و مدام به رادیو ور میرفت تا بفهمد چه کوپنی یا ارزاقی را میدهند بلافاصله اقدام نماید.

نمونه ای از کوپن ها
نمونه ای از کوپن ها

یک روز خسته و کوفته از کار به منزل رفتم رسیده و نرسیده ، همسرم فریاد بر آورد: مرد ! برو ببین ادارۀ ثبت احوال چه کوپنی اعلام کرده ..بگیر تا سهمیه مون نسوخته ! من هاج و واج پرسیدم: " چطور ثبت احوال کوپن اعلام کرده؟ گفت: " من نمیدونم! رادیو اعلام کرد که امروز آخرین مهلت دریافت کارت زرد مرغهای اضطراریه! با تعجب گفتم: کارت زرد مرغهای اضطراری؟ این دیگه چه کارتیه؟

خلاصه به خیال اینکه کارتی میدهند که با آن میشود سهمیۀ مرغ گرفت با عجله خودم را به ثبت احوال رساندم و فورا به نزد یکی از دوستان رفتم تا هنوز پایان وقت اداری نشده کار مرا راه بیندازد که عقب نمانم. همینکه به او گفتم :" زودتر کارت مرغ اضطراری مرا بده!"..ابتدا چشمانش گشاد شد و سپس با صدای بلند قهقهه زد و کلی خندید. از خندۀ بی جایش ناراحت شدم علتش را پرسیدم گفت: آنکه تو میخواهی " کارت ضرب مهرهای اضطراریست! شناسنامه هایت را بده کارتهایشان را نصب کنم. تازه متوجه شدم همسرم اشتباهی " کارت ضرب مهرهای اضطراری " را " کارت زرد مرغهای اضطراری " شنیده و از دوستم خواهش کردم موضوع را جائی تعریف نکند که اگر به گوش همکاران میرسید حتما" مرا دست می انداختند.

مرغثبت احوال
۲۳
۶
ع.رامک
ع.رامک
افسر آگاهی ( کارآگاه) سابق و حراست مدار امروز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید