تو این روزا ذهن ما بیشتر وکیل مدافع خودشه تا یه قاضی بی طرف.
این جمله باعث شد برم دنبال مفهومش. رسیدم به یه سری پژوهشای شناختی که بیشترشون میگفتن که ادما اطلاعات با پیش فرضهاشون رو سریعتر قبول میکنن تا اطلاعات مخالف با باور های قبلیشون،
یعنی وقتی یه خبری میشنوی که قبلا بهش باور داشتی میگی: ( دیدی گفتم؟!) ولی اگه با مخالفش روبرو شی میگی: معلومه داره دروغ میبافه.
مثل این میمونه که دوتا دوست سر یه موضوع دوتا دیدگاه متفاوت از هم دارن وقتی با اون اتفاق روبرو میشن به اختلاف میخورن ودید متفاوت دارن،.
ریچارد پل نویسنده معروفی که باهاش آشنا شدم بهم (فکر کردن درباره ی فکردن )یاد داد،
وای چه جمله ای. واقعا سنگینه ولی از دور.
اون تونست باورهای قبلی منو قلقلک بده. اون میگه بیشتر ما آدما خودمحورانه فکر میکنیم تا استاندارد محور،
پس اینجاس که باید بدونیم ذهن ما فقط دنبال تایید خودشه و دنبال حقیقت نیست، ولی میتونیم تربیتش کنیم و بهش یاد بدیم که زودهمه چیز رو باور نکنه اخودش هم مدرک بخواد