
این کتاب به دلم نشست؛ درست مثلِ طعمِ شیرینِ «هویجبستنی»!
این مجموعه داستان آنقدر شیرین و دلچسب است که یکروزه آن را تمام کردم! مثل هویجبستنی که در گرمای تابستان میخوریم و خنکی و شیرینیاش به جانمان مینشیند، این کتاب هم همانقدر به دل مینشیند؛ همانقدر خنک و همانقدر شیرین.
سادگی و صمیمیتِ روایت، ما را به دوران نوجوانی پرت میکند و دغدغههای ساده و کوچکی را یادآور میشود که در آن روزها برایمان بزرگ به نظر میرسیدند، اما حالا میبینیم که چقدر کوچک بودهاند.
این مجموعه شامل ده داستان است با عنوانهای: «فیلم ترسناک»، «تعطیلات نوروزی در فرانسه و حومه»، «فقرا و رفقا و چند تا چیزِ کوچولو»، «برق حقیقت»، «بابا لنگدرازِ عزیزم»، «اشرف مخلوقات در قبرستان دیجیتالی»، «حافظ آنلاین»، «مشترک مورد نظر غش کرده است»، «دوست کیلویی چند؟» و «هویجبستنی».
داستانها مضامینی اجتماعی دارند. چه خوب است که مسائل اجتماعیِ روزمرهمان را از نگاه نوجوانان ببینیم و مهمتر اینکه بدانیم چه واکنشی به این مسائل دارند. چاشنیای که داستانها را شیرین کرده، زبان طنز و صمیمیِ راوی است. مسائلی مثل فقر، گرانی، اعتماد، اختلافات پدر و مادر، انتظارات نوجوانان از والدین و دردِ «درک نشدن»، در این داستانها مطرح شدهاند که گاهی طنزشان به طنز تلخ پهلو میزند. من هنگام خواندن کتاب، گاهی بلندبلند میخندیدم و گاهی خندههایم تلخ میشد؛ بهویژه در داستان «مشترک مورد نظر غش کرده است».
قلم فرهاد حسنزاده را بخوانید و لذت ببرید!
قسمتی از متن کتاب:
«دستم سنگین شده و جیبم سبک. والا به خدا. سال و زمونهی به این گرونی! کی فکر میکرد گوشت بشود کیلویی چهل هزار تومن؟ مرغ بشود کیلویی ده هزار تومن؟ فقط سه کیلو گوشت و سه تا مرغ و یه خرده جیگر، شد صد و پنجاه هزار تومن. ساک دست چپم صد و پنجاه هزار تومن پولشه و ساک دست راستی حدوداً هشتاد هزار تومن.»
*مشترک مورد نظر غش کرده است*
*از مجموعه داستان «هویجبستنی»*
نویسنده: الهام کریمی
(کپی با ذکر منبع)