در روانشناسی، یکی از مخربترین انواع استرس، استرس مزمن بدون چشمانداز پایان است.
در ایران:
• افزایش مداوم قیمت دلار
• گرانی روزانهی کالاهای اساسی
• ناتوانی در برنامهریزی حتی کوتاهمدت
باعث میشود ذهن مردم مدام در حالت «هشدار» بماند.
مغز برای بحرانهای کوتاهمدت ساخته شده، نه بحرانهای چندساله. نتیجهاش میشود فرسودگی ذهنی جمعی.
⸻
2. فروپاشی حس کنترل (Learned Helplessness)
وقتی مردم میبینند:
• کار میکنند ولی عقب میافتند
• پساندازشان با دلار آب میشود
• هیچ تصمیم فردی جلوی سقوط قدرت خرید را نمیگیرد
بهتدریج دچار چیزی میشوند که در روانشناسی به آن میگویند درماندگی آموختهشده:
«هر کاری بکنم، فایدهای ندارد»
این دقیقاً هستهی خستگی روانی جمعی است.
⸻
3. ناامنی مالی = تهدید دائمی روان
پول فقط ابزار اقتصادی نیست؛ منبع امنیت روانی است.
وقتی:
• قیمتها قابل پیشبینی نیست
• آینده مالی مبهم است
• ترس از فقیرتر شدن دائمی وجود دارد
بدن و ذهن مردم دائماً کورتیزول ترشح میکند → خستگی، بیحوصلگی، زودرنجی، بیخوابی.
⸻
4. نشانههای رفتاری که الان در جامعه ایران دیده میشود
اینها نشانههای کلاسیک خستگی روانی جمعیاند:
• شوخیهای تلخ درباره دلار و گرانی
• کاهش امید به آینده («دیگه مهم نیست»)
• عصبانیتهای انفجاری کوچک
• بیتفاوتی نسبت به اخبار («حوصله ندارم بدونم»)
• فرار ذهنی (غرق شدن افراطی در شبکههای اجتماعی)
اینها تنبلی یا ضعف شخصیتی نیستند؛ پاسخ طبیعی مغز به فشار طولانیمدتاند.
⸻
5. چرا حتی آدمهای قوی هم خسته شدهاند؟
چون:
• تابآوری فردی حد دارد
• وقتی فشار جمعی است، حمایت اجتماعی هم ضعیف میشود
• «امید» بهعنوان سوخت روانی در حال مصرف شدن است
به همین دلیل حتی آدمهای قبلاً پرانرژی الان میگویند:
دیگه توان ندارم
«دیگه توان ندارم»