ویرگول
ورودثبت نام
سحر غزانی
سحر غزانییک عدد دلبسته‌ به کلمات:)
سحر غزانی
سحر غزانی
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

شعری برای گرانی

#گرانی

مثل آسانسوری‌ست

که دکمه‌ی طبقه‌ها را خورده

و فقط بالا می‌رود

با صدای خنده‌ی سکه‌ها در جیبِ خواب

نان

هر صبح لاغرتر می‌شود

تا جایی که

از آینه عبور می‌کند

و ما

سایه‌اش را می‌خوریم

قیمت‌ها

روی دیوار راه می‌روند

عددها دندان دارند

و شب‌ها

به یخچال حمله می‌کنند

حقوق

نامه‌ای‌ست که هر ماه می‌آید

اما امضا ندارد

پول

پرنده‌ای‌ست که

قبل از نشستن

پر می‌کشد

در بازار

زمان را کیلویی می‌فروشند

و ما

سال‌ها را قسطی نفس می‌کشیم

گرانی

رویاها را کوچک می‌کند

تا در جیب پاره‌ی فردا جا شوند

و شهر

با شکم گرسنه

خواب می‌بیند

که روزی

عددها

از شرم

کم شوند

#سحر_غزانی

#سحر_غزانی

گرانیتورمشعر
۸
۱
سحر غزانی
سحر غزانی
یک عدد دلبسته‌ به کلمات:)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید