ویرگول
ورودثبت نام
باران مهرابی
باران مهرابیباران هستم اینجا چای آرامش را با چند خط انگیزه می‌نوشیم… اگر دلت خسته‌ست، مهمان دل‌نوشته‌هام باش
باران مهرابی
باران مهرابی
خواندن ۱ دقیقه·۶ ماه پیش

قصه ی یک پرواز صادقانه

هیچ‌کس نمی‌داند چند بار تو مثل کوهی در برابر طوفان‌های زندگی مقاومت کردی

و بارها مثل رودخانه‌ای آرام خودت را بازسازی کردی

هیچ‌کس نمی‌داند چقدر در دل شب‌های تاریک

در تنهایی‌های بی‌صدا

نفس‌های سخت کشیدی و باز به سوی روشنایی قدم برداشتی

هیچ‌کس جای تو قدم نگذاشته و رد پای تو را نداشته است

هیچ‌کس رازهای پیچیده‌ی مسیر تو را ندیده و لمس نکرده است

پس نگذار قضاوت‌های بیگانه چون وزش بادی سرد و‌مخالف مسیر راهت را منحرف کند

تو تنها کسی هستی که نقشه‌ی سفر درونت را می‌دانی و مسیرت را رسم کرده‌ای

پس همچون پرنده‌ای که از ارتفاع

نمی‌هراسد

با بال‌های یقینت اوج بگیر

۱
۰
باران مهرابی
باران مهرابی
باران هستم اینجا چای آرامش را با چند خط انگیزه می‌نوشیم… اگر دلت خسته‌ست، مهمان دل‌نوشته‌هام باش
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید