هیچکس نمیداند چند بار تو مثل کوهی در برابر طوفانهای زندگی مقاومت کردی
و بارها مثل رودخانهای آرام خودت را بازسازی کردی
هیچکس نمیداند چقدر در دل شبهای تاریک
در تنهاییهای بیصدا
نفسهای سخت کشیدی و باز به سوی روشنایی قدم برداشتی
هیچکس جای تو قدم نگذاشته و رد پای تو را نداشته است
هیچکس رازهای پیچیدهی مسیر تو را ندیده و لمس نکرده است
پس نگذار قضاوتهای بیگانه چون وزش بادی سرد ومخالف مسیر راهت را منحرف کند
تو تنها کسی هستی که نقشهی سفر درونت را میدانی و مسیرت را رسم کردهای
پس همچون پرندهای که از ارتفاع
نمیهراسد
با بالهای یقینت اوج بگیر