کوچک (بچه) که بودیم در همه کارتونهایی که میدیدیم، شَرّ (شخصیت بد)همیشه شکست میخورد و خیر(شخصیت خوب)پیروز میشد. شخصیت بد کارتون هیچ وقت موفق نمیشد نیت شومش را به آخر برساند و پیروز شود. شخصیت خوب کارتون هم اغلب یا از دست شرفرار میکرد یا اگر گرفتارش میشد خیلی زود به وسیله دوستانش و… رها و آزاد میشد. پیروزی و موفقیت داستان مال او بود .
ما اینجوری بزرگ شدیم که شرّ و شرارت و بدی همیشه ته دنیاست(جهنم) و دزد، خائن، خرابکار، تبهکار، مظهر شرّ و بدی بود .
بزرگ شدیم، بزرگسال شدیم و هر چی پیش رفتیم جای خیر و شر عوض شد. شرور تبرئه شد و خَیّر تخطئه، ظالم سالم ماند و مظلوممحکوم شد.
بچه بودیم یاد گرفتیم که شر نباشیم، ظالم نباشیم، دزد نباشیم، خائن نباشیم، خرابکار نباشیم، تبهکار نباشیم.
بچه بودیم یاد گرفتیم طرف مظلوم باشیم، خیر را همراهی کنیم و از بدی دوری کنیم.
بزرگ شدیم و عقب ماندیم!
بزرگ شدیم و در جا زدیم!
بزرگ شدیم ولی کوچک ماندیم!
چون دنبال کار خوب و نیکی و خیر بودیم.
ما عقب ماندیم تا شر و ظلم به قله برسد و دستی از سر نخوت برایمان تکان بدهد و از آن بالا برایمان نسخه مظلومانه زندگی کردن بپیچد. زندگی قسطی را به ما توصیه کند و روزگارمان را به سخره بگیرد وقتی از او میپرسند قیمت فلان مانی چنده؟!…
گیسو
۴۰۴/۱۱/۰۲