ویرگول
ورودثبت نام
گیسو
گیسوتلاش می‌کنم بنویسم زیرا که نوشتن آرامش من است. لینک کانال تلگرام https://t.me/arameshejanchannel
گیسو
گیسو
خواندن ۳ دقیقه·۲۰ روز پیش

ساعت پنج عصر

از گرمای کلافه کننده بعدازظهر نیمه اردیبهشت از خواب بیدار شد.

به سراغ یخچال رفت که یک لیوان آب بخورد، از تشنگی و گرمای زیاد بطری آب را لاجرعه سر کشید. به نظرش آمد مثل همیشه خنکنبود. گیج و گنگ از خواب نیمه تمام رفت روی مبل روبروی تلویزیون نشست.

گوشی‌اش را برداشت و چک کرد. چیزی برای چک کردن نبود همان نیمچه اینترنت داخلی هم وصل نشد. کمی بازی کرد و بی حوصله‌گوشی را روی مبل پرت کرد.

سردرد لعنتی آمده بود. بیدار شدن یکباره از گرما کار خودش را کرده بود و درد داشت یواش یواش در گوشه گوشه سرش می‌نشست.

باز به سراغ یخچال رفت. اینبار سراغ فریزر. یک بسته کیسه یخ سبز رنگ و یک بسته کیسه یخ آبی رنگ توی فریزر برای همچین مواقعیدارد. کیسه سبز رنگ را برداشت و رفت روی مبل دراز کشید و یخ را روی پیشانی‌اش گذاشت. متوجه شل و وارفته بودن کیسه یخ شد. تعجب کرد! فکر کرد شاید در فریزر را خوب نبسته بوده.

با کرختی از جایش بلند شد. درد بیشتر و بیشتر می‌شد و مغز سرش می‌کوبید. با هر جان کندنی بود به سراغ یخچال فریزر رفت و درفریزر را باز کرد و دید همه وسایل داخل فریزر شل شده و کم‌کم یخشان آب می‌شود. در را بست و سراغ یخچال رفت، قبل از اینکه دریخچال را باز کند متوجه چراغ قرمز نامتعارف در صفحه دیجیتال روی در یخچال شد. چراغ هشدار (❗️) روشن شده بود.

سردرد و سرگیجه را فراموش کرد. حالا چراغ هشدار قرمز رنگی در سرش روشن شده بود.

یخچال داشت اعلام می‌کرد که مشکل دارد. حتما قطعه‌ای سوخته.

در این شرایط ناپایدار اقتصادی و‌ گرانی دلار و کم بودن درآمد و گرانی اجناس چه باید بکند؟

چاره‌ای نبود؛ با نمایندگی بِرَند مورد نظر تماس گرفت و با خواهش و تمنا توانست تعمیرکاری را راضی کند که برای دیدن یخچال بهخانه‌اش بیاید. تعمیرکار یکساعت و نیم بعد آمد و با یک نگاه گفت موتور یخچال سوخته!

انگار همه یخ‌های آب شده یخچال فریزرش، سیلی خروشان شد و بر سرش ریخت. تعمیرکار قیمت تعویض موتور را ۳۸ میلیون توماناعلام کرد!!!

پانزده سال پیش این یخچال آلمانی را ۳ میلیون تومان خریده بود و همه به اعتراض گفتند چه خبره سه میلیون پول یخچال فریزر دادی! وحالا فقط سی و هشت میلیون هزینه تعویض موتور یخچال می‌شود.

کلی فکر و خیال کرد، حساب دو‌دوتا چهارتا کرد و به تعمیرکار گفت تا فردا مهلت بده فکر کنم.

فکر کنم یعنی اینکه پولی در بساط ندارم. فکر کنم یعنی اینکه باید از کسی قرض کنم. فکر کنم یعنی اینکه برم بازار را بگردم شاید باهمین مبلغ یخچال پیدا کنم. فکر کنم یعنی اینکه تو این شرایط بحرانی و گرانی و بیکاری، چه کسی می‌تواند این مبلغ را به او قرضبدهد؟

تعمیرکار کیف ابزارش را جمع کرد و به سمت در آپارتمان رفت. قبل از رفتن توصیه کرد که اگر موتور این یخچال را عوض کنی برایت۱۰-۱۵ سال کار می‌کند. با این پول ممکن است بتوانی یخچال کارکرده مدل پایین‌تر بخری که مهمان دو سه سال است! یا شاید بتوانیبا ۵۰ میلیون تومان یک یخچال نو ولی بِرَند نامرغوب بخری که آن‌هم مهمان ۴-۵ سال است که سالی دوبار نیاز به تعمیر پیدا می‌کند.

تعمیرکار رفت و او ماند و سردردی که حالا چشم و گوش و دندان را هم درگیر کرده بود و قلبش هم سنگین شده بود.

عجب روزگاری پیدا کرده. تنهایی و بیماری و بی‌پولی یکطرف و خراب شدن وسایل برقی‌اش که هر کدام قدمت ۱۵-۲۰ ساله دارد طرفدیگر زندگی بی‌سروسامانش را گرفته.

درآمدش روز‌به‌روز کمتر می‌شود، داروهایش و خورد و خوراکش افزون‌تر و هزینه زنده ماندنش گران‌تر می‌شود.

با شرم و خجالت به برادرش زنگ زد و ۳۰ میلیون تومان قرض، درخواست کرد. می‌دانست که در این شرایط بحرانی و جنگ و بی‌ثباتیبازار، بازار او‌ هم خراب است و او‌ هم گرفتار است. برادرش همیشه هوایش را داشت، این‌بار هم رویش را زمین نزد و گفت ۳۰ تومن رافردا برایش واریز می‌کند.

با شرمندگی تشکر کرد و گفت اگر اشکال ندارد این پول را به صورت وام به او بدهد و او ماهانه پس بدهد.

برادرش با محبت گفت فعلا به فکر تعمیر یخچال باشد و به فکر این چیزها نباشد.

حداقل اینجای زندگی خدا دوستش داشته که برادری حامی بهش داده.

به تعمیرکار زنگ زد و قرار فردا را گذاشت.

گیسو

۰۵/۰۲/۱۶

۲۲
۲
گیسو
گیسو
تلاش می‌کنم بنویسم زیرا که نوشتن آرامش من است. لینک کانال تلگرام https://t.me/arameshejanchannel
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید