ویرگول
ورودثبت نام
لیا مغانلو
لیا مغانلوسلام! من لیام، متولد ۱۳۸۷ و دانشجوی تولید و توسعه پایگاه‌های اینترنتی.
لیا مغانلو
لیا مغانلو
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

درخت زهر

من از دوستم خشمگین بودم؛

خشمم را گفتم، و خشمم پایان یافت.

من از دشمنم خشمگین بودم:

آن را نگفتم، و خشمم رشد کرد.

و آن را با ترس‌ها آبیاری کردم،

شب و صبح با اشک‌هایم:

و آن را با لبخند‌ها آفتاب دادم،

و با فریبکاری‌های نرم و ریاکارانه.

و آن روز و شب رشد کرد،

تا سیبی درخشان به بار آورد.

و دشمنم دید که آن می‌درخشد،

و دانست که از آن من است.

و به باغ من دزدیده وارد شد،

وقتی شب قطب را پوشانده بود؛

صبح خوشحال می‌بینم؛

دشمنم زیر درخت مرده بود.

اثر ویلیام بلیک

شعرترجمه شعر
۱
۰
لیا مغانلو
لیا مغانلو
سلام! من لیام، متولد ۱۳۸۷ و دانشجوی تولید و توسعه پایگاه‌های اینترنتی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید