به دستان تو یک اسیرم با زمان بازی نکن
گرفتار یک دسیسه شدم تاب ندارم بازی نکن
معمای ذهن همه باسوادان شدم به فن بیان راضی نکن
دروغ و راست و
تماس ونیاز و
شروع سپاس و
پیام با تماس و
حلقه در دست راست و
معنی کم وکاست را
جراحت ومرگ و میراث و
روی پایت ایستادگی و آلودگی و
هزاران علت بر معلول را گره نزن بازی نکن
بشین با دلت حرف بزن گوش کن رازداری کن
به پهنای صورت بریز اشگ و دلنوازی کن
برای خودت تکرارنباش
برای این رابطه گرانقدر پاسداری بکن
نشو جویا چرا با ایمان عشق پایداری بکن
آدمهای اطرافت و درگیر خوبی بکن
با همه روراست باشو
با نیاز یا از تماس باکسی با تقلب عشقبازی نکن
قلم صاف