ویرگول
ورودثبت نام
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـ
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـت ت 1950
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـ
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـ
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ روز پیش

چای آخر را با تو نوشیده‌ام..

چای آخر را با تو نوشیده‌ام

و حرف‌های پایانی را در گوش‌های تو زمزمه کرده‌ام

بعد از من؛ فنجان‌ و ته‌ مانده‌ی چای با هم به گفتگو می‌نشینند و شنیده‌هایشان را بازگو می‌کنند.

واژه‌ها زنده می‌مانند

نترس!

این منم که بارها مرده‌ام!

وبلاگ
۳
۱
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـ
نویسندهـ‌ی‌لعنتیـ
ت ت 1950
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید