چای آخر را با تو نوشیدهام
و حرفهای پایانی را در گوشهای تو زمزمه کردهام
بعد از من؛ فنجان و ته ماندهی چای با هم به گفتگو مینشینند و شنیدههایشان را بازگو میکنند.
واژهها زنده میمانند
نترس!
این منم که بارها مردهام!