ویرگول
ورودثبت نام
Hamid
Hamidهرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
Hamid
Hamid
خواندن ۳ دقیقه·۵ روز پیش

استانبول

حالا یک مطلب خیلی دم دستی و سطحی از کشور همسایه ترکیه که یکهو دلم خواست بنویسم .من از بچگی نسبت به آن کشور حس نزدیکی و دلبستگی داشتم وقتی خیلی بچه بودم پدرم به آنجا سفر کرده بود و از آنجا به قبرس هم رفته بود و عکسهایه خیلی قشنگی در نوشگاه هایه آنجا گرفته بود و برای من و برادرهایم سوغاتی های قشنگی آورده بود سهم من رادیویی به شکل بیسیم بود آن موقع ها اکثر خانواده های ایرانی ماهواره ای داشتند که آنالوگ بود و تلوزیون ترکیه را نگاه میکردند و فاشیسم فارسی برخلاف عرو گوزهای امروزش عاشق آن شو ها و موسیقی ها و فیلمها بود و هنوز ماهواره های فارسی وجود نداشتند که کوروش پرستی و عاریا بازی و پالانی(پهلوی) پرستی را تبلیغ کنند و به جای یا علی و یا حسین دم از یا کوروش و یا زرتشت بزنند و همه اینهایی که حالا ترکستیز و کوروش پرست شده اند زبان ترکی را میفهمیدند و ترانه ها را حفظ بودند و روی درو دیوار اتاقهایشان عکس و پوسترهای تارکان و ماهسون و تاتلیس و سیبل جان میچسباندند من هم با همه بچه گی و البته بچه مثبت و پسر خوب مامان بودنم عاشق امراه و ماهسون بودم پدر من با ماهواره مخالف بود و ما هفته ای یکبار جمعه ها که به خانه مادرش میرفتیم آنجا ماهواره میدیدیم من در آن سن و مقایسه تلوزیون زپرتیه ایران و آن تصاویر و پر زرق و برق تلوزیون ترکیه حس کسی را داشتم که از زندان به کاخ رسیده موزیک ویدئوهایه شاد و شنگول آن خواننده هایه پر طرفدار و شوهایه پر از قهقهه و اخبارهایی که با اخبارهای ایران زمین تا آسمان فرق داشتند مرا مسحور و میخکوب میکرد حسی شبیه هیپنو تیزم شده ها بهم دست میداد تلوزیون ایران پر از زنها و مردهای سیاه پوش برنامه های افسرده کننده و ماتم زده و سخنرانی های بی مفهوم و پوچ مذهبی بود یادم است در زمان ریاست لاریجانی بر سازمان صداوسیما تصاویری باورنکردنی و غیر اخلاقی از کنفرانس برلین پخش میشد که هنوز هم از شوکش خارج نشده ام .بالاخره سال ۷۸ که سیزده سالم شده بود پدرم راضی شد ماهواره بخرد آن زمانها جامعه خیلی تحت تاثیر جو ترکیه بود و همه از فیلمهای شعبان و فخرالدین و تاتلس و امراه حرف میزندن و همه جا آهنگهای ترکی به گوش میرسید در مقابل تلوزیون ایران هم با چند خواننده مرد کت و شلواری که یکیشان مردی سبزه به اسم بیژن خاوری بود و ترانه هایه بی مفهومی از دریا و ساحل و مرغابی ها😂میخواند میخواست موزیک پیدئوی اسلامی را ابداع کند آن خواننده های مرد میانسال با کت و شلوارهای سبز و زرشکی و زرد بیشتر شبیه مانتو فروشهای خیابان جمهوری و مبل فروشهای یافت آباد و معلمهای زبان مقطع دبیرستان بودند یمی از ترانه های معروف که نمیدانستیم منظور سراینده اش چی بود اینجوری بود که میگفت آااااای نسیم سحری صبر کن مارا با خود ببر از کوچه ها 😂آدم نمیدانست این ترانه های از فیلتر گذشته اسلامی چه حسی را باید درونش برانگیزد مثلا نمیشد باهاشان عاشق شد یا مثل ترانه های داریوش افسرده و معتاد شد یا مثل ترانه های تاتلس به درد عرق خوری هم نمیخوردند فقط یک پدیده ای بودند که از صدا و سیمای ایران پخش میشدند و تلوزیون ترکیه قبل از سرطانی به اسم اردوغان و اردوغان زدگی در اوج دوران تاریخ خودش بود و از لحاظ موزیک ویدئو و کیفیت و تنوع برنامه ها با تلوزیون آلمان و ایتالیا و آمریکا میتوانست رقابت کند .ماهواره ما زود زود خراب میشد هم رسیورش خراب میشد هم ال ان بی اش هم دیشش تکان میخورد خیلی به ندرت میشد که یک هفته مدام سالم باشد و بدانیم دنیا دست کیست تا سالهاااا گذشت و من خودم در سی سالگی به استانبول رفتم و چیزهایی که در تلوزیون دیده بودم را از نزدیک دیدم خیلی جای خوبی بود برای من نزدیکتر و صمیمی تر از تهران و مشهد بود به راحتی با آنها حرف میزدم و آدرس ها را پیدا میکردم و کل شهر رویایی و تاریخی را میگشتم و لذت میبردم آنجا واقعا برای من عالی بود

ایران زمیناستانبولتلوزیونکلیپ
۰
۰
Hamid
Hamid
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید